الشيخ محمد الصادقي الطهراني
311
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
بايستى از زناشويى موقت هم محروم باشند ؟ ما اگر آيهى صريح در عقد منقطع نداشتيم عمومات و اطلاقات آيات نكاح هر دوى دايم و منقطع را زير پوشش مىگرفت ، چنانكه « أحَلَّ اللَّه الْبَيْعَ » همانگونه كه بيع قطعى را شامل است بيع شرط را نيز در بردارد . و چنانكه اگر شما توانايى تهيه يا ساختن خانهى ملكى را نداريد ، مىتوانيد خانهاى در حدود نياز خود خريد موقت و يا اجاره كنيد ، همچنين ازدواج كه از اهميت و ضرورت بيشترى برخوردار است ، اگر توان ازدواج دايمى را نداريد ، ازدواج منقطع جايگزين آن است ، و آيهى « فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فآتُوهُنَّ اجُورَهُنَّ فَريضَةً » ( سورهى نساء ، آيهى 24 ) كه با لفظ استمتاع در برابر تمامى آيات نكاح و ازدواج بهتنهايى بهچشم مىخورد ، خود نمايندهى اهميت و موقعيت بسيار حساس عقد منقطع است ، و چنانكه مهريهى زنان دايم « فريضه » است ، اينجا هم « فريضه » است گرچه فرقهايى ميان عقد دايم و منقطع مىباشد : مسألهى 676 - در ازدواج دايم قصد و يا امكان و عمل بهرهبردارى جنسى شرط اصلى نيست ، كه شرط نشده هم خود امرى است فطرى و طبيعى ، ولى در ازدواج منقطع با لفظ « فما استمتعم » واقعيت بهرهبردارى جنسى و يا هرگونه بهرهى شهوانى را كه اعم از عمل جنسى و مقدمات آن است ، شرطى اصلى براى تحقق يافتن عقد منقطع و پرداختن مهريه مقرره دانسته است ، كه مهريهى او هم در برابر اين بهرهبردارى است ، و چنانكه در خبر نيز هست « هُنَّ مُسْتَأجَراتٌ » اينان مورد اجارهاند ، ولى راجع بهزنان دايمى اگر هم از مهريهى آنان احياناً لفظ اجر آمده ، اجرشان در برابر اصل زناشويى است ، و نه استمتاع كه بهرهبردارى شهوانى و يا جنسى است ، قصد دوام و انقطاع هم بهگونهاى كه براى طرفين معلوم باشد از شرائط صحت عقد است كه اگر قصد هيچكدام در كار نباشد هرگز عقدى نيست ، و در منقطع بايد مدتى منظور گردد كه عرفاً و نوعاً زمانى پيش از مرگ است ، روى اين اصل عقد منقطع 99 ساله و مانندش هرگز منقطع نيست بلكه از دايم هم بيشتر است و در نتيجه چون هيچ يك نيست اين عقد هم شايد از هر دو جهت باطل