الشيخ محمد الصادقي الطهراني

28

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

تَجَزّى در تَقليد واجب است ، به‌اين معنا كه بايد تقليدش را جزء جزء كند ، در بُعدِ عبادى از مجتهدى كه در آن بعد اعلم است تقليد كند ، كه همان‌طورى كه تَجَزِّى در اجتهاد جايز است تجزى در تقليد نيز جايز مىباشد . و اين انتقاد هم كه وجوب يا جواز تقليد ابتدايى مرده حوزه‌هاى علميه را به‌سستى مىكشاند ، خود سخن سستى است كه حساب نكرده به‌ميان آمده ، زيرا خود بقاى بر تقليد ميت از موارد نقض آن است ، و نيز اصل اجتهاد بر اين پايه نيست كه هر كس براى رسيدن به‌مقام اجتهاد درس بخواند هدفش اين باشد كه اعلم واثقى و مرجع مسلمين گردد ، بلكه « اجتهاد » - چنان كه گذشت - خود واجبى است عمومى ، مگر در صورت عذر كه تقليد جايگزين آن مىگردد . وانگهى ، اگر هم اجتهاد برمبناى اعلم و مرجع تقليد شدن باشد ، هر اندازه همگامانش بيشتر و بيشتر باشند ، جديّت مجتهدان نيز در اين راستا بيشتر مىشود و نه كمتر ، كه شما اگر در حوزه‌اى كوچك باشيد ، براى اعلميت در اين حوزه مىكوشيد ، ولى اگر در حوزه‌ى مركزى باشيد مىكوشيد كه اعلميت در اين حوزه‌ى مركزى را به‌دست آوريد ، و در هر صورت اين‌گونه عذرهاى بدتر از گناه اگر هم چيزى باشد مصلحت انديشى در برابر نص قرآن است ، و هرگز نقشى ندارد ، كه هر نقشى هم در برابر نقش قرآن نقش بر آب است . و بالاخره اين « يَبَّبِعُونَ أحسَنَهُ » تحريكِ بر حركتى است پر بركت كه همواره تمامى مكلفان شايسته با استعداد اجتهادى را در راه رسيدن به‌بهترين و شايسته‌ترين نظر پيرامون حقيقت به‌سيرى خستگىناپذير و هميشگى وامى دارد ، كه با تفكر و كوشش و كاوش شخصى ، و هماهنگى با همراهان در مقصدهاى ايمانى ، سيل خروشان مسلمانان هميشه با بسيج همه‌ى نيروهاى خود براى انتخاب « احسن‌القول » و بهترين راه كوشا باشند ، تا از جمود و ركود بر شخص - چه زنده و چه مرده‌اش - آزاد گردند ، كه تنها هدف از اين كوشش‌ها يافتن بهترين و نزديك‌ترين راه مورد رضاى خداست كه رهروان حقيقت در آن گام نهند تا آن را بيابند .