الشيخ محمد الصادقي الطهراني
223
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
مسألهى 494 - كسى كه خودش واجبالحج است در سال استطاعت نمىتواند براى ديگرى در حج اجير شود كه اگر چنان كند اجارهاش باطل و مديون است و بايد پول حج را بهصاحبش برگرداند ، و حج خودش نيز محل اشكال است ، گرچه صحتش براى خودش خالى از وجه نيست ، زيرا اكنون حج تكليف خود اوست و با نيت براى ديگرى تكليفش عوض نمىشود و طبعاً بهحساب خودش خواهد آمد ، مانند اينكه روزهى رمضان را كه بر خودش واجب است بهنيت ديگرى انجام دهد . مسألهى 495 - اگر بتواند با قرضى كه مىتواند بدون عسر و حرج بهتدريج بپردازد و خلاف شأن و احترامش نباشد ، بهحج يا عمرهى واجب برود ، در اين صورت نيز بهحساب استطاعت - كه بهجز توانايى نيست - واجبالحج يا واجبالعمره است . مسألهى 496 - اگر كسى بدون منت و يا عسر و حرج بهشما پيشنهاد حج يا عمرهى واجب كند ، در صورتى كه بهزندگى شما لطمهى جبرانناپذيرى نزند پذيرفتن مخارج و وسايل حج يا عمره بر شما واجب مىشود . مسألهى 497 - حج طاقتفرساى بدون عسر و ضرر - كه در اصطلاح شرعى حرج است گرچه مستحب است ولى بهجاى واجب - بهگونهاى برتر - محسوب است كه « مَنْ تَطَوَعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ » ( سورهى بقره ، آيهى 184 ) « هركس بهزحمت كار خوبى را انجام دهد براى او بهتر است « 1 » » . در كل « مَنِ اسْتَطاعَ إلَيْهِ سَبيلًا » ( سورهى آل عمران آيه : 97 ) كه تنها توانايى حج يا عمره را موضوع وجوب حج دانسته ، بهخصوص « وَ أذِّنْ فى النّاسِ بِالْحَجِّ يأتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يأتينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَميقٍ » ( سورهى حج ، آيهى 27 ) كه پيادگان را بر سواران مقدم داشته ، فريضهى عبادى و سياسى حج را بر تمامى توانايان حتمى دانسته « 2 » ، كه حتى اگر شما با داشتن توانايى مالى توانايى بدنى نداريد بايد كسى ديگر را روانهى حج يا
--> ( 1 ) - چنانكه صاحب ذخيره نيز فرموده است ( 2 ) - چنانكه مرحوم آقاى خمينى استطاعت را اينگونه معنا كردهاند كه « آنچه بهحسب حالش در سفر محتاج به آن است »