الشيخ محمد الصادقي الطهراني
20
رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)
بهخوبى « 1 » مىشنوند [ كه با كاوش و كوشش سخنان حق را بهدل و جان مىپذيرند ] و سپس بهترين سخن را ( در راستاى بيانگرى بنيادين حق ) پيروى مىكنند ، تنها اينانند كه خدايشان هدايت كرده و تنها اينانند صاحبان انديشه و مغز » و چون برحسب آياتى چند مانند « اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَديثِ كِتاباً مُتَشَبِها » ( سورهى زمر ، آيهى 23 ) قرآن تنها قول احسن است . در نظرات حسن و احسن شرعمدارانِ پژوهشگرِ قرآنى هم كه داراى درجات حسن و احسن در تَفَهُم قرآنى مىباشند تنها فهم احسنشان مورد پيروى مكلفان است و بس ، گرچه قرآن كلًا احسن القول است . ولى در صورت اختلاف تكاملى قرآنپژوهان ، اكمل و احسنش تنها شايستهى پيروى علمى ، عقيدتى و عملى است . در آيهى « نحل » ، « أهل الذكر » كه از ديدگاه قرآن آگاهان شايسته بهكتاب و سنت قطعيهاند ، تنها اين شايستگان مورد پرسِشِ درستِ نادانسته هايند ، اما براى چه كسانى اين پرسش شايسته و بايسته است ؟ براى شما مكلَّفِ مسؤل ، به شرط « إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » اگر نمىدانستهايد و نمىتوانيد بدانيد ، كه يا توانايى و كشش ذاتى آن را نداريد ، و يا گرفتارى و مسئوليت و موقعيت زندگى بهشما چنين فرصتى را نمىدهد كه نادانستههايتان را با استنباط تفصيلى از كتاب و سنت جويا شويد ، و يا اگر در هر دوى اينها عذرى نداريد ، ولى اكنون تكليفى فرا رسيده و شما فرصتى براى آنگونه دانستن خودكفاى اجتهادى نداريد ، در اين مثلث مشترك الزواياى « إنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » پرسش از « أهْلالذِكْر » حتمى و بايسته است ، گرچه در ضلع سومش احياناً كوتاهى كردهايد كه خود را در راه دستيابى بهتكليف حاضر از پيش آماده نكردهايد . و آيا اينجا تنها جاى صِرفِ پرسش است ، كه تقليدى كوركورانه براى شما كافى باشد ؟ هرگز چنان نيست ، زيرا برمبناى « بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ » پايهى اساسى اين تكليف چند بعدى است « 2 » كه يكى از آنها پرسش از « أهْلالذِّكْر » مىباشد ، كه بايد برمبناى
--> ( 1 ) - اينجا « يَسْتَمِعُونَ و فَيَتَبِّعوُنَ » است و نه يَسْمَعُوُنَ و يَتْبَعُون ، در اين صورت هم شنيدن حق و هم پيروى از آن بايد در راستاى حقيقت با اهتمام و كوشش باشد و نه بهگونهاى عادى ( 2 ) - اين چند بعد بدينگونهاند كه ( ما ارسلنا . . . نوحى اليهم . . . فاسالوا . . . اهل الذكر . . . ان كنتم لا تعلمون ) اينها همگى بر محور و پايه « البينات و الزبر » است . يعنى - نوحى اليهم « بالبينات و الزبر » فاسئلوا اهل الذكر « بالبيات و الزبر » ان كنتم لاتعلمون « بالنبيات و الزبر » و هكذا