الشيخ محمد الصادقي الطهراني

152

رساله توضيح المسائل نوين (فارسى)

مدركى بر آن نداريم آن‌چه هست فتاوا ، اجماعات و شهرت‌هاست ، كه اين‌ها هم هيچ‌گونه اعتبار شرعى در برابر قرآن نداشته و ندارند . و اصولًا براى هيچ سفرى هرگز نقشى در كاستن از ركعات يا كيفيتى از نماز نيست و تنها - چنان‌كه اشاره شد - خوف كه به‌اندازه‌ى بر طرف شدنش فقط از كيفيت نماز مىكاهد و بس چنان‌كه « و ان خفتم فرجالًا او ركباناً » به‌وجهى كلى آن‌را ثابت مىكند ، و اگر سفر به‌خودى خود در حد معيّنش موجب قصر ركعاتى از نمازهايى بود بسى شايسته‌تر از خوف بود كه دوبار در قرآن آمده ولى نسبت به‌قصر نماز در سفر مطلق هرگز اشاره‌اى هم در قرآن نيست . و اين چه حكمى است كه در تقدم بين دو واجب كه واجب‌ترش هميشه مقدم و معيّن است ، در تقدم بين يك واجب بسيار مهم و يك غير واجب اين غير واجب هم بر آن واجب معين مقدم و حاكم باشد . در فرض مسأله كه نماز واجبى است معين و سفر نه واجب است و نه معيّن و لكن آقايان به‌وسيله‌ى همين غير واجب و غير معين بدون هيچ دليلى و هيچ تقدّمى به‌صرف سفرى بدون ضرر و بدون خطر فرمان به‌درهم شكستن صوم و صلوة مىدهند با اين‌كه اگر فرضاً تقدّمى هم بود شايسته‌تر اين بود كه حدّاقل در سفرهاى زيارتى و سياحتى اهمّش را كه نماز كامل و صوم كامل است نظر مىدادند ولى متأسفانه در اين مسأله هم مانند بسيارى از مسائل شرعى ديگر ، آقايان به‌عكس عمل نموده و به‌خطا رفته‌اند . و بالاخره بر خلاف فتاواى شيعه و سنى عرض مىكنيم كه بدون خوف و ترس و يا ضرورتى ديگر ، هرگز نمىتوان از ركعات يا كيفيات نماز كاست ، و اصولًا كاستن از واجباتى در نماز تنها در ضرورتى مانند خوف و و خطر و ضرر است و بس . پس چگونه به‌مجرد سفرى معين واجب است از ركعات نماز آن‌هم فقط از نمازهاى چهار ركعتى دو ركعت كاسته شود و روزه هم افطار گردد حاشا و كلّا ؟ ! مسأله‌ى 336 - و آيا زمينه‌ى ترس بر جان - كه موجب ترك كيفيتى از نماز است - با مسافرت‌هاى فعلى كه هيچ‌گونه خوف و ترسى در آن‌ها متصّور نيست برابر است ؟ ! ! ! به‌اين معنا كه با صِرف مسافرتى كوتاه چهل و چهار كيلومترى ، و يا حتى هزار كيلومترى