مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
379
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
و اضافه دو قَدْ قامَتِ الصَلاة بعد از دو فصل حَىَّ عَلَى خَيْرِ الْعَمَلَ ، و معنى قَدْ قامَتِ الصَلاة اين است كه به تحقيق كه بر پاى شد نماز يعنى وقت برخواستن از براى آن شد يا اين كه نزديك شد وقت دخول در آن . و مجموع فصول اذان و اقامه سى و پنج فصل مىشود و در هر يك از اذان و اقامه ابتدا به تكبير شده و انتها به تهليل تا ابتدا و انتها هر دو به اسم اعظم حق تعالى واقع شود ، چون لفظ مباركهء جلاله در تكبير در اوّل است و در تهليل در آخر . و سنّت است بلند كردن آواز در اذان و شمرده گفتن آن و بيان حروف و طول دادن وقفهاى آن ، به خلاف اقامه كه آن تندتر گفته مىشود و وقف آخر فصول آن را طول نبايد داد امّا ترك وقف بالكليّه خوب نيست . « 1 » و سنّت است كه مصلّى در حال اذان و اقامه رو به قبله با طهارت باشد ؛ « 2 » و مكروه است سخن گفتن در اثناى آنها . « 3 » دوم : شش تكبير سنّتى كه گفته مىشود در اوّل نماز با تكبيرة الاحرام كه مجموع هفت تكبير شود ، و گفتهاند علماء كه هر يك از اين هفت تكبير را كه خواهد تكبيرة الاحرام قرار مىتواند داد ، « 4 » به اين معنى كه نيّت و قصد بستن نماز را نزد گفتن هر يك از اينها كه خواهد بكند و مابقى را به قصد استحباب بگويد خواه سابق و خواه لاحق . امّا افضل آن است كه تكبير آخر را تكبيرة الاحرام گرداند و شش تكبير سنتى را پيش بگويد . و خواندن دعا در ما بين تكبيرات سنّت است . « 5 » و كيفيّت آن بر اين نحو است كه سه تكبير مىگويد و اين دعا مىخواند اللهمَّ أَنْتَ الْمَلِكُ الحَقُّ لا إله الّا انت سبحانك إنّى ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْلى ذَنْبى إنَّه لا يَغْفِرُ الذُنوُبَ الّا أنْتَ ، يعنى خداوندا تويى پادشاه حق ، نيست خدايى مگر تو تسبيح مىكنم تو را تسبيح
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 639 . ( 2 ) . وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 635 . ( 3 ) . وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 628 . ( 4 ) . رجوع شود به جواهر ، ج 9 ، ص 213 . ( 5 ) . وسائل الشيعة ، ج 4 ، ص 723 ؛ و رجوع شود به المنتهى ، ج 1 ، ص 269 .