مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
367
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
از آن راه باشد كه حمّاد اتيان به آنها درست كرده باشد در نمازى كه كرد و ديگر محتاج به تعليم نباشد ، يا آن كه غرض بيان افعال اصل نماز باشد از وقت شروع كردن در اوّل جزوى از آن كه تكبيرة الافتتاح باشد تا هنگام اختتام كه به اداى سلام است و لهذا حرف تعقيب نيز مذكور نيست . و امّا نيّت پس ظاهر شد رعايت آن از خشوعى كه مذكور شد ، چه اقبال دل به جانب نماز و ياد حق تعالى نيست مگر نيّت . ثُمَّ قَرَأ الْحَمْدِ بِتَرْتيلٍ وَ قُل هو اللَّه احَدٌ . بعد از آن قرائت كرد سورهء حمد را شمرده به اداى وقفها و اخراج حرفها از مخارج آنها ، نه اين كه تند خواند و حرفها را در هم شكند يا از غير مخرج گويد . و به اين دستور قرائت كرد سورهء قل هو اللَّه احد را . ثمَّ صَبَرَ هنيئةً بِقَدْرِ ما يُتَنَفَّس و هو قائمٌ ، ثُمَّ رَفَعَ يَدَيْهِ حِيالَ وَجْهِهِ وَ قالَ اللَّه اكْبَر وَ هُوَ قائم . و بعد از فراغ از قرائت حمد و سوره درنگ كرد زمانى اندك كه گنجايش نفس زدنى داشته باشد . پس برداشت هر دو دست خود را تا برابر روى خود . و ظاهر اين است چنان كه از بعضى اخبار ديگر مفهوم مىشود كه مراد اين باشد كه آن قدر بلند كرد دستها را كه محاذى اواسط رو و نرمهء گوشها شد . و گفت : اللَّه اكبر بر حالى كه او ايستاده بود و هنوز شروع به خم شدن نفرموده بود براى رفتن به ركوع . ثُمَّ رَكَعَ وَ مَلَا كَفَّيْهِ مِنْ رُكْبَتَيْهِ مُنْفَرِجاتٍ وَ رَدَّ رُكْبَتَيْهِ ألى خَلْفِهِ حَتَّى أسْتَوى ظَهْرُهُ حَتَّى لوصُبَّ عَلَيْهِ قَطْرَةٌ مِنْ ماءٍ أو دُهْنٍ لَمْ تَزَل لِاسْتِواءِ ظَهْرِهِ وَ مَدَّ عُنُقَهُ وَ غَمَّضَ عَيْنَيْهِ . و بعد از گفتن تكبير به ركوع رفت و پر كرد هر دو كف دستهاى خود را از دو زانو بر حالى كه از هم گشاده داشت انگشتان دستها را ، و زانوها را به جانب عقب شكست تا آن كه مستوى و برابر شد اجزاى پشت او به حدّى كه اگر ريخته مىشد بر آن قطرهاى از آب يا روغن از جاى خود نمىرفت و به هيچ جانب حركت نمىكرد به