مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
368
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
اعتبار نهايت استوا و برابرى اجزاء پشت او ، و كشيد گردن خود را و پوشيد و بر هم گذاشت هر دو چشم خود را . و پوشيده نماند كه از صحيحهء مرويّة از زرارة از حضرت باقر عليه السلام ظاهر مىشود كه بايد نظر كند مصلّى در حال ركوع ما بين قدمين خود . « 1 » و ظاهر اين حديث اين بود كه چشم را بپوشاند ، و ممكن است جمع به اين روش كه مصلّى مخيّر باشد در حال ركوع ميانه چشم پوشيدن يا گشودن و نظر كردن به ما بين قدمين . و غرض اين است كه نظر به سمت برابر و اطراف نكند ، و به اين رفته است شيخ طوسى عليه الرحمة در كتاب نهاية الاحكام . « 2 » و احتمال مىرود چنان كه شيخ شهيد عليه الرحمة در كتاب ذكرى الشيعة « 3 » فرموده كه مراد به تغميض كه در اين حديث وارد شده خوابانيدن چشم و انداختن نظر به ما بين القدمين باشد چه اين حالت شباهتى به پوشيدن چشم دارد پس آن را تغميض مىتوان گفت . ثمّ سَبَّحَ ثَلاثَا بِتَرْتيلٍ فَقالَ : سُبْحانَ رَبِّى العَظيمِ وَ بِحَمْدِه . و بعد از آن كه درست قرار گرفت بر حال ركوع تسبيح و تنزيه حق تعالى كرد سه مرتبه شمرده به اين روش كه گفت سُبْحانَ رَبِّى العَظيمِ وَ بِحَمْدِه را سه بار ، يعنى تنزيه مىكنم و به پاكى ياد مىكنم پروردگار خودم را كه بزرگ است و منزّه مىدانم او را از آنچه سزاوار مرتبهء الوهيّت او نيست ؛ بر حالى كه من متلبّس و مشغولم به حمد و ثناى او . ثمّ استوى قائِماً فَلَمّا اسْتَمْكَنَ من القِيامِ قال : سَمِعَ اللَّه لمن حَمِدَه . و بعد از فراغ از ذكر ركوع راست شد ايستاده ، پس چون متمكن شد از ايستادن گفت : سَمِعَ اللَّه لمن حَمِدَه ، يعنى مستجاب كناد اللَّه تعالى دعا را براى كسى كه سپاس كرد او را .
--> ( 1 ) . الكافي ، ج 3 ، ص 320 . ( 2 ) . النهاية ، ص 71 . ( 3 ) . الذكرى ، ص 183 .