السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

75

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

ملائكه را مأمور به سجده او نمود و او را از همان روز در بهشت ساكن گردانيد ، پس قسم به خدا كه آدم به جز شش ساعت در آن روز ، در بهشت اقامت نداشت ، چون امر الهى را عصيان ورزيد و خداوند آنها را بعد از غروب آفتاب از بهشت بيرون راند ، و در بهشت نتوانستند شبى را به روز بياورند و بهشت را از دست دادند و به واسطهء ارتكاب آن خطيئه زشتيهايشان بر ايشان آشكار شد و پروردگارشان آنها را ندا كرد : آيا شما را از اين درخت نهى نكردم ؟ پس آدم از پروردگارش حيا نمود و به خضوع افتاد و گفت : پروردگارا ما به نفس خود ستم كرديم و اكنون به گناهان خود اعتراف مىكنيم ، پس ما را بيامرز و خداوند فرمود : از آسمانهاى من بسوى زمين نازل شويد و هبوط كنيد ، چون در جوار من و در آسمانهاى من هيچ فرد عاصى وجود ندارد ، و امام صادق ( ع ) فرمود : آدم ( ع ) وقتى كه قصد كرد از آن درخت بخورد ، ناگهان نهى الهى به يادش آمد و پشيمان شد و خواست تا از درخت اعراض و دورى گزيند ، امّا درخت سر او را گرفته و به سوى خود كشيد و به او گفت : آيا قبل از اينكه از ميوه من بخورى قصد فرار دارى ؟ و در اين حديث دلالتى وجود دارد كه آن درخت در آسمان بوده و ظاهرا درخت جاودانگى بوده است ، و در تفسير امام حسن عسگرى ( ع ) آمده است ، آن درخت ممنوعه درخت علم و درخت دانش محمّد و آل محمّد عليهم السلام بوده كه خداوند به واسطهء آن ايشان را بر ساير خلق برگزيده و برترى داده است و نهى الهى بواسطهء آن بوده كه اين درخت دانش مخصوص محمّد و آل اوست و هيچ كس به امر خدا از آن بهره‌مند نمىشود ، مگر آنكه از ايشان باشد و آن همان درختى است كه پيامبر و على و فاطمه و حسنين عليهم السلام بعد از اطعام مسكين و يتيم و اسير از آن بهره‌مند شدند و بعد از آن هرگز احساس گرسنگى يا تشنگى يا خستگى و كسالت ننمودند و آن درختى است كه در بين ديگر درختان بهشت ممتاز است ، چون ساير درختان هر يك نوعى از ميوه را دارند ، امّا اين درخت جنسش به گونه‌اى است كه ثمرهء آن انگور و انجير و عنّاب و ساير انواع ميوه‌ها و خوراكيهاى لذيذ است ، بنا بر اين حكايت‌كنندگان ميوه‌هاى گوناگونى را به آن نسبت داده‌اند و اينكه خداوند آنها را از نزديك شدن به اين درخت نهى فرمود ، به جهت آن بود كه هرگز آرزوى رسيدن به درجهء محمّد و آل او را در سر نپرورانند ، چون خداوند اين درجه را مخصوص ايشان گردانيده و آن