السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

71

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

همچنان كه قول امام ( ع ) مؤيد اين معناست و مىفرمايد : همواره انبياء الهى اين امانت را حفظ كرده‌اند و مراد از حمل آن امانت ، ادّعاى به ناحق و غصب آن است . و ( زجاج ) در توضيح معناى ( حمل ) مىگويد : هر كس كه در امانت خيانت كند هر آينه آن را حمل نكرده و هر كس كه امانت را تحمّل نكند آن را ادا نموده ، پس آدم ( ع ) از حاملان امانت نبوده ، بر خلاف آنچه بعضى از مفسّرين عقيده دارند و انسان را به آدم تفسير كرده‌اند ، امّا قول اوّل صحيحتر است و بايد روايت را حمل بر تشبّه و مجاز كرد و گر نه بنا بر حديث امام صادق ( ع ) عمل آدم گناهى از زمرهء گناهان و ظلم شمرده خواهد شد ( و به زودى ستمكاران خواهند دانست كه به كجا باز گردانده مىشوند [ 1 ] ) . و از ( ابن عباس ) نقل شده كه وقتى كه خداى تعالى آدم را آفريد و از روح خود در او دميد ، آدم عطسه كرد و خداوند به او الهام كرد كه الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ * بگويد ، آنگاه پروردگارش به او گفت : خداوندت به تو رحم كند و وقتى كه خداوند ملائكه را به سجده آدم مأمور نمود ، آدم گرفتار عجب شد و گفت : خدايا آيا مخلوقى آفريده‌اى كه نزد تو از من محبوبتر باشد ؟ جوابى نشنيد تا سه بار اين سؤال را تكرار كرد ، آنگاه پروردگار عزّ و جل فرمود : بله آنها كسانى هستند كه اگر به جهت ايشان نبود ، تو را خلق نمىكردم ، آدم گفت : پس آنها را به من بنما ، آنگاه خداوند به ملائكه امر كرد كه حجابها را كنار بزنند و در آن وقت آدم اشباح پاك 5 تن را در برابر عرش مشاهده كرد ، آدم گفت : پروردگارا اينها چه كسانى هستند ؟ خطاب رسيد : اى آدم اين محمّد پيامبر خاتم و على امير مؤمنان پسر عمّ و وصيّ اوست و اين فاطمه دختر پيامبر و اين دو ، حسن و حسين پسران على و دختر پيامبر هستند ، آنگاه فرمود : اى آدم اينها فرزندان تو هستند ، و آدم از اين بابت مسرور شد و زمانى كه مرتكب آن خطيئه گشت ، گفت : پروردگارا از تو مىخواهم به حقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين كه مرا بيامرزى ، آنگاه خداوند او را به اين سبب آمرزيد ، و اين همان كلماتى است كه خداوند مىفرمايد : ( آدم از پروردگارش كلماتى را تلقّى نمود و خدا توبهء او را پذيرفت [ 2 ] ) .

--> [ 1 ] سوره شعرا ، آيه 227 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 37 .