السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
690
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
پرداختند ، اين نبرد در سيزدهم ماه رمضان ، سال اوّل هجرت واقع شد ، شيوهء جنگ به صورت مبارزهء تن به تن بود ، در اين نبرد ، على ( ع ) كه جوانى كم سن و سال بود با نهايت رشادت و شجاعت دلاورترين پهلوانان قريش را به هلاكت رساند و لشكر كفر را تار و مار نمود [ 1 ] . جنگ احد : هنوز يك سال از اين شكست مفتضحانهء قريش نگذشته بود كه اين بار آنها به قصد انتقام با لشكرى عظيم به جانب مدينه حركت كردند و قبل از رسيدن به مدينه ، پيامبر ( ص ) به همراه لشكر خود بسوى آنها شتافته و در دامنهء كوه احد با آنها به مقابله پرداخت ، در ابتدا پيروزى نصيب مسلمين شد ، ليكن جمعى از مسلمين كه به نگهبانى تنگهاى در ميان كوه احد گماشته شده بودند ، به قصد جمع آورى غنيمت آن موضع حساس را بىدفاع رها كرده و موجبات حمله غافلگيرانهء دشمن را از آن موضع فراهم كردند و قبل از اينكه مسلمين بدانند چه اتّفاقى روى داده ، جمع كثيرى به شهادت رسيده و ما بقى از ميدان مبارزه گريختند و پيامبر ( ص ) در ميانهء ميدان بىياور ماند و غير از على ( ع ) هيچ كس نبود تا از رسول خدا ( ص ) دفاع كند ، در اين مبارزه رسول خدا ( ص ) زخمى گشت و على ( ع ) 70 زخم برداشت ، تا آنكه شمشير او شكست و جبرئيل ذو الفقار را برايش آورد و ميان آسمان و زمين ندا كرد : ( لا فتى الّا على لا سيف الّا ذو الفقار : جوانمردى جز على و شمشيرى جز ذو الفقار او نيست ) و در اثر مبارزهء آن حضرت ، پرچم داران لشكر قريش يكى بعد از ديگرى به هلاكت رسيدند و مسلمانان با مشاهدهء اين وضع قوّت قلب يافته و دوباره به ميدان جهاد بازگشتند و در نهايت قريش را بر سر جاى خود نشانده و آنها را به فرار واداشتند و غنيمت فراوان بدست آوردند ، ليكن همين سهل انگارى و عدم پايمردى ابتدايى آنها باعث شد ، جمعى از مسلمين من جمله حمزة بن عبد المطلب ، عموى پيامبر ( ص ) كه از شجاعان عرب و مدافع و حامى سر سخت آن حضرت بود به شهادت برسد و اين امر باعث خوشحالى و روشنى چشم ابو سفيان و همسرش هند شد ، چون پدر هند و برادران او
--> [ 1 ] پهلوانانى نظير : وليد بن ربيعه و شيبة بن ربيعه و حنظلة بن ابو سفيان و عاص بن سعيد و . . .