السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
674
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
رسول خدا ( ص ) بيعت كردند و پيمانى امضاء نمودند كه موظف به دفاع از پيامبر ( ص ) و ساير مسلمانان گرديدند ، سرانجام پيامبر ( ص ) تصميم به هجرت گرفت و اين هجرت به نقطهء عطفى در تاريخ اسلام مبدّل شد . چگونگى هجرت : از آن پس مسلمين در خفا دسته دسته بسوى مدينه حركت كردند ، مشركان وقتى از ماجراى هجرت مسلمين باخبر شدند ، تصميم گرفتند كارى كنند كه كار اسلام يكسره شود ، لذا تصميم گرفتند پيامبر ( ص ) را كه هنوز در مكّه بود به قتل برسانند ، امّا از بيم قبيله و عشيره آن حضرت قرار گذاشتند از هر قبيله يك نفر داوطلب شود و شبانه همگى با هم بر پيامبر ( ص ) يورش ببرند و آن حضرت را به قتل برسانند تا خون او به گردن يك قبيله و يك فرد نباشد . ليكن جبرئيل بر پيامبر ( ص ) نازل شد و او را از توطئه كفّار قريش با خبر نمود و حضرت تصميم گرفت شبانه شترى اختيار كرده و به مدينه هجرت نمايد ، در آن شب براى آنكه كفّار از حركت پيامبر مطلع نشوند ، حضرت على ( ع ) قبول كرد در مكّه باقى مانده و در بستر پيامبر بيارامد ، از طرف ديگر پيامبر در تاريكى شب به قصد گمراه كردن تعقيبكنندگان احتمالى به جانب غار ( ثور ) حركت كرد و چند روزى در آنجا بسر برد . آن شب بر حضرت على ( ع ) بسيار دشوار گذشت ، چون هر لحظه در انتظار فرود آمدن شمشيرها بسر مىبرد ، نيمههاى شب وقتى كفّار قريش به خانهء رسول اللَّه ( ص ) هجوم آوردند ، على ( ع ) از بستر برخاست و كفّار با ديدن او بسيار متعجّب شدند و از آن حضرت پرسيدند : محمّد كجاست ؟ على ( ع ) در نهايت خونسردى فرمود : مگر شما محمّد را به من سپرده بوديد كه اكنون او را از من طلب مىكنيد ؟ ! [ 1 ] مشركين كه از نيافتن پيامبر غافلگير شده بودند ، دانستند كه نقشهء آنها نقش بر آب شده و لذا به جستجو و تعقيب پيامبر ( ص ) بر آمدند و ماهرترين ردياب را استخدام كردند ، بعد از ساعتها رديابى به غار ثور رسيدند ، ليكن به امر الهى عنكبوتى بر دهانهء
--> [ 1 ] در روايت نبوى آمده است : ثواب يك نفس على در شب ليلة المبيت از عبادت جنّ و انس برتر است .