السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
662
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مؤمن او امر الهى را به پا مىداشتند ، وقتى خداوند اراده كرد روح او را قبض نمايد ، در خواب به او وحى كرد نور و حكمت الهى را نزد انشوا پسر خود به امانت گذارد و او چنين كرد . دوران فترت ميان عيسى ( ع ) و محمّد ( ص ) چهار صد و هشتاد سال به طول انجاميد و اولياء الهى در زمين ذريّهء انشوا بودند كه يكى بعد از ديگرى به اقامهء شريعت الهى مىپرداختند . سپس سابور بن هرمز 72 سال حكومت كرد و او اوّلين كسى بود كه تاج بر سر نهاد ، بعد از او اردشير برادر سابور دوّم دو سال حكومت كرد و در زمان او خداوند اصحاب كهف و رقيم را برانگيخت و ولىّ امر در آن زمان دسيخا پسر انشوا بن مكيخا بود ، بعد از اردشير ، يزدگرد پسر سابور بيست و يك سال و پنج ماه و نه روز حكومت كرد و ولىّ امر الهى همچنان دسيخا بود ، وقتى زمان قبض روح فرا رسيد ، خداوند در خواب به او وحى كرد ، علم الهى و نور او را نزد نسطورس پسر خود به امانت گذارد ، در زمان او فيروز پسر يزدگرد ، بيست و هفت سال حكومت كرد ، وقتى زمان مرگ نسطورس فرا رسيد ، خداوند او را مأمور كرد علم و حكمت الهى را نزد مرعيدا به وديعه گذارد ، بعد از فيروز فلاس ، پسر او 4 سال حكومت كرد و پس از او قباد پسر فيروز چهل و سه سال حكومت نمود و بعد از وى جاماسب برادر قباد ، 46 سال حكومت كرد ، و ولىّ امر الهى در تمام اين دوران مرعيدا و شيعه مؤمن او بودند . وقتى زمان مرگ او فرا رسيد ، خداوند در خواب او را مأمور نمود نور الهى و حكمت او را به بحيراى راهب بسپارد ، در آن زمان هرمز پسر كسرى 38 سال حكومت نمود و بحيرا و ياران مؤمن او به اقامه دين حقّ مىپرداختند ، پس از آن كسرى پسر هرمز پسر ابرويز به حكومت رسيد و بحيراء ولىّ امر حقّ بود ، تا آنكه مدّت فترت به درازا كشيد و دين به كهنگى گراييد و نماز ترك شد و تفرقه و سرگردانى ميان مردم افتاد ، در آن زمان خداوند رسول برگزيدهء خود محمّد ( ص ) را براى نبوّت خود برگزيد . ( اكمال الدين ) از مكى بن احمد نقل مىكند : از اسحاق طوسى در سنّ 97 سالگى ، او در حالى كه بر درب يحيى بن منصور ايستاده بود شنيدم كه مىگفت : سر بابك پادشاه هند را در شهر صوح ملاقات كردم و از سنّ او پرسيدم ، او گفت : 925 سال دارم و مسلمانم و مىگفت : پيامبر ( ص ) ده نفر از اصحاب خود ، من جمله حذيفه بن