السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

630

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( باب بيست و دوّم ( در بارهء اصحاب اخدود ، قصّه جرجيس و ماجراى خالد بن سنان ) ) تفسير ( على بن ابراهيم ) در بارهء اصحاب اخدود كه در قرآن كريم از آنها ياد شده مىگويد : كسى كه در جنگ يمن به حبشه حمله كرد ( ذانوس ) آخرين پادشاه از پادشاهان حمير بود كه خود دين يهودى داشت و مردم را به يهودىگرى مجبور مىكرد و خود را يوسف نام نهاده بود ، به او خبر دادند كه مردم نجران بقاياى قومى هستند كه بر دين نصرانيّت بوده‌اند و پيرو دين عيسى ( ع ) و كتاب انجيل مىباشند و از حاكم خود عبد اللَّه بن ياس پيروى مىكنند ، پس ذانوس به راه افتاد و به جانب نجران رفت و همه نصرانىها را جمع كرد و دين يهوديّت را به آنها عرضه نمود و از آنها خواست به آن ايمان بياورند ، امّا آنها نپذيرفتند و هر چه با آنها مجادله كرد و آنها را تهديد نمود ، تأثيرى نداشت و آنها كشته شدن را بر ترك دين خود ترجيح دادند ، ذانوس هم دستور داد گودالهايى بكنند و هيزم فراوانى در آن ريختند و آنها را آتش زدند ، و آنها را بين ترك دين نصرانى و افتادن در گودال آتش يا كشته شدن با شمشير مخيّر نمود ، امّا آنها همگى با شجاعت كشته شدن را به ترك دين خود برگزيدند تا آنجا كه تعداد كشته‌شدگان به بيست هزار نفر رسيد . ( قصص انبياء ) راوندى با استناد به امام باقر ( ع ) مىنويسد : اسقف نجران بر امير مؤمنان وارد شد و صحبت از اصحاب اخدود نمود ، حضرت فرمودند : خداوند پيامبرى حبشى را بر قوم او در حبشه مبعوث نمود و او مردم را به عبادت خداى تعالى فرا خواند ، امّا مردم او را تكذيب كرده و با او جنگيدند و به او غالب شدند ، سپس گودالهايى كندند و در آن هيزم قرار دادند و آنها را آتش زدند ، سپس به همه كسانى كه دين آن پيغمبر را پذيرفته بودند گفتند : بايد دست از دين او برداريد و گر نه شما را در آتش مىاندازيم ، عدّه كثيرى دست از آن دين كشيدند و عدّه كثيرى هم حاضر نشدند و آنها را در آتش افكندند ، تا اينكه نوبت به زنى رسيد كه كودكى دو ماهه داشت ، به او گفتند : يا از دين خود دست بردار و يا تو را در آتش مىاندازيم ، او مىخواست خود را در آتش بياندازد ، امّا وقتى به كودك خود نگاه كرد ، رحمت او را فرا گرفت و مىخواست منصرف شود ، امّا خداوند آن كودك را به نطق در آورد و او گفت : اى مادر خودت و مرا در آتش بيانداز ، چون اين عمل در برابر خداوند عظيم