السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

627

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

سپس به جانب بقيع رفت و ابا بكر ، عثمان ، عمر و على را فرا خواند و فرمود : به راه بيافتيد تا وقتى كه به غار اصحاب كهف برسيد و از جانب من به آنها سلام برسانيد ، ابتدا ابو بكر برود ، پس از او عمر و سپس عثمان ، اگر جواب شما را دادند كه هيچ ، و گر نه ، اى على تو پيش برو و به آنها سلام كن ، سپس به باد فرمان داد و باد آنها را به درب ورودى غار اصحاب كهف رسانيد ، ابتدا ابو بكر جلو رفت و سلام كرد ، امّا جوابى نشنيد ، پس بازگشت ، پس از او عمر قدم پيش نهاد و بر آنها سلام كرد ، باز هم پاسخى شنيده نشد ، بعد هم عثمان پيش رفت و سلام كرد ، اين بار هم صداى پاسخى نيامد . اين بار على ( ع ) جلو رفت و فرمود : السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته ، اى اصحاب كهف كه به خداى خود ايمان آورديد و خدا به هدايت شما افزود و قلبهايتان را بهم پيوست ، من فرستاده رسول خدا به سوى شما هستم ، ناگهان آنها پاسخ دادند : مرحبا به رسول خدا و فرستادهء او و سلام بر تو اى وصى رسول اللَّه ( ص ) و رحمت و بركات خدا بر تو باد . حضرت فرمود : چگونه دانستيد من وصىّ پيامبر هستم ؟ گفتند : در گوش ما گفته شد ، فقط پاسخ پيامبر يا وصىّ او را بدهيم ، سپس گفتند : رسول خدا چگونه است و روزگار را چگونه مىگذراند ؟ و به سؤال و جواب با على ( ع ) پرداختند و در آخر گفتند : به ياران خود بگو ما فقط با پيامبر و وصىّ او سخن مىگوئيم ، على ( ع ) به ابو بكر و عمر و عثمان فرمود : آيا آنچه را كه مىگويند مىشنويد ؟ گفتند : آرى ، فرمود : پس شهادت دهيد و آنگاه همگى به جانب مدينه رو كردند و شهادت دادند ، سپس باد آنها را به نزد رسول خدا ( ص ) برد و آنها ماجرا را براى پيامبر ( ص ) بازگو كردند ، پيامبر ( ص ) فرمود : خوب خودتان ديديد و شنيديد ، حال شهادت دهيد ، و آنها شهادت دادند ، سپس پيامبر ( ص ) به منزل خود بازگشت و به آنها گفت : بر شهادت خودتان پايدار باشيد ، اين روايت را ثعلبى نيز با اسنادى در تفسير خود در باب معجزات پيامبر ( ص ) و معجزات على ( ع ) آورده است . از امام صادق ( ع ) نقل شده : اصحاب كهف ايمان خود را مخفى مىكردند و در ظاهر كفر مىورزيدند ، و البته اظهار كفر بر ايشان از اخفاء ايمان دشوارتر بود و نيز امام ( ع ) فرموده است : سه نفر به قصد سياحت به راه افتادند و در قله كوهى ميان غارى مشغول