السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
617
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
توقّف و درنگ مىنمود به بليّه و آزمايشى مبتلا مىشد ، مانند خطيئه آدم ، غرق نوح ، در آتش افتادن ابراهيم ، در چاه افتادن يوسف و مبتلا شدن ايّوب به بلايا ، خطيئه داود و . . . تا آنكه نوبت به يونس رسيد و خداوند به او وحى كرد : اى يونس ولايت امير المؤمنين على و ائمه راشدين از نسل او را بپذير و او را دوست بدار ، يونس گفت : چگونه ولايت كسى را كه او را نمىشناسم و نديدهام بپذيرم و با حالت غضب به راه افتاد ، آنگاه خداوند تعالى به من وحى نمود تا يونس را ببلعم ، و او چهل روز در شكم من هفت دريا را سير مىكرد و از ميان ظلمات سهگانه ( دريا ، شب ، شكم ماهى ) ندا مىكرد : ( هيچ معبودى جز تو نيست ، منزّهى تو ، من از ستمكاران هستم [ 1 ] ) و سپس ولايت شما را پذيرفت ، وقتى به ولايت جدّ شما و ولايت اولاد او ايمان آورد ، پروردگارم به من فرمان داد او را در ساحل دريا بياندازم . آنگاه حضرت زين العابدين ( ع ) فرمود : اى ماهى ، به خانهء خود بازگرد و بعد از رفتن او آب آرام گرفت . از امام صادق ( ع ) نقل شده : داود نبى ( ع ) به درگاه الهى عرض نمود : پروردگارا همنشين من در بهشت را كه از نظر درجه و منزلت مانند من است به من بنما ، خداوند به او وحى كرد : او يونس بن متى است ، داود گفت : به من اجازه بده او را ملاقات كنم ، و خداوند او را اذن داد ، سپس داود با سليمان پسرش به راه افتاد تا به موضعى رسيد كه در آنجا خانهاى ساخته شده از شاخه و برگ درخت خرما وجود داشت ، در آنجا سراغ يونس را گرفتند ، گفتند : او در بازار است ، سرانجام او را در بازار هيزم فروشان در حالى كه پشتهاى هيزم بر پشت داشت يافتند ، در حالى كه جماعتى از مردم منتظر او بودند ، او هيزم را بر زمين نهاد و شكر الهى را بجاى آورد و گفت : چه كسى كالاى نيكوى مرا با كالاى نيكوى ديگر معاوضه مىكند ؟ سرانجام هيزمها را فروخت و به جاى آن مقدارى گندم تهيّه كرد ، آنگاه داود و سليمان به نزد او آمدند و بر او سلام كردند ، يونس پاسخ آنها را داد و آنها را به منزل خود دعوت كرد و طعامى خريد و آتش بر افروخت و طعام را روى آن قرار داد و همراه آن دو مشغول صحبت شد ، و هنگام غذا خوردن در شروع هر لقمه بسم اللَّه مىگفت و بعد از خوردن آن الحمد للَّه
--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 87 .