السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

613

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

نزول عذاب به ارادهء او بستگى دارد و قول خدا حقّ است ، ولى آيا مىدانى كه اگر عذاب نازل شود و همهء قومت هلاك شوند و شهرشان ويران گردد ، خداوند تعالى نام تو را از ميان انبياء محو خواهد كرد و رسالتت باطل مىشود و مثل بسيارى از مردم ضعيف خواهى بود و بدست تو صد هزار نفر از مردم هلاك مىشوند ؟ امّا يونس سفارش و نصايح او را نپذيرفت ، آنگاه يونس به نزد قوم آمد و به قومش خبر نزول عذاب را ابلاغ كرد ، امّا آنها سخنان او را نپذيرفتند و او را تكذيب كرده و با خوارى از شهر بيرون كردند . سپس يونس به همراه تنوخا از شهر خارج شد و در مكانى كه چندان از شهر فاصله نداشت مسكن گزيدند و منتظر وقوع عذاب شدند . امّا روبيل همراه قوم در شهر باقى ماند ، تا وقتى كه ماه شوّال فرا رسيد ، آنگاه روبيل با صداى بلند از بالاى كوه مردم را فرا خواند و به آنها گفت : من روبيل ، دوستدار و خير خواه شما هستم ، اكنون ماه شوّال فرا رسيده ، در حالى كه پيامبر خدا يونس وقوع عذاب را در اين ماه به شما اعلام كرده و خداوند هرگز وعدهء خود را خلف نخواهد كرد ، حال چه خواهيد كرد ؟ مردم با شنيدن صداى او وحشت كرده و در قلبشان نزول عذاب محقّق شد و با جزع و فزع به نزد روبيل شتافتند و گفتند : اى روبيل به نظر تو كه مرد عالم و حكيمى هستى و ما تو را خير خواه و مشفق نسبت به خود مىدانيم ، چه بايد بكنيم ؟ ما مىدانيم كه تو در بارهء ما به يونس سفارش كردى ، اكنون هم در بارهء امر ما نظر خود را اعلام كن تا ما به حكم تو عمل كنيم . روبيل گفت : من معتقدم منتظر طلوع فجر روز چهارشنبهء وسط ماه باشيد و در آن روز قبل از طلوع فجر كودكان را از مادران جدا كنيد و آنها را در دامنهء كوه ميان بيابان رها نماييد و مادران آنها را در بالاى كوه نگه داريد ، وقتى ديديد باد زردى از جانب مشرق مىوزد ، همه از بزرگ و كوچك شروع به فرياد و گريه و تضرّع نماييد و بسوى خداى يگانه توبه كنيد و سر خود را بسوى آسمان بلند كنيد و بگوييد : پروردگارا ما به نفس خود ستم كرديم و پيامبرمان را تكذيب كرديم و اكنون بسوى تو بازمىگرديم و از گناهانمان توبه مىكنيم و اگر تو ما را نيامرزى و به ما رحم نكنى هر آينه از خسارت ديدگان و اهل عذاب خواهيم بود ، پس توبهء ما را بپذير و به ما ترحّم كن ، اى مهربانترين مهربانان ، سپس دست از گريه و تضرّع و فرياد بر نداريد تا وقتى كه