السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
541
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
هستم ، همين طور ساير اوصياء نيز به امر الهى تعيين شدهاند و نه اوصياء حقّ تخلف از امر الهى را دارند و نه صاحب و حجّت قبل از آنها حقّ تعدّى و تخلف به غير ايشان را دارد . بايد گفت : اخبار وارده در ماجراى اين حكم سليمان و داود ، گاها معارض و متضادّ است ، بعضى از اختلاف حكم آن دو سخن راندهاند و بعضى از اتّحاد آن ، ولى جمع ميان آنها به وجوهى ممكن مىشود : اوّل ) : رواياتى كه از اختلاف حكم سخن گفتهاند محمول بر تقيّه است ، چون اهل حديث ، مطابق اقوال عامّه اجتهاد را در انبياء جايز مىشمارند و بطلان اين قول نيازى به توضيح ندارد . دوّم ) : حكم سليمان را ناسخ حكم داود و هر دو را مطابق حق و صواب بدانيم ، همانطور كه قبلا هم در حديثى آن را ياد كرديم و جماعتى از علماء شيعه و كثيرى از معتزله قائل به اين مطلب هستند در ردّ آن گفتهاند ، حكم نسخ در شريعت اولى العزم واقع مىشود ، در جواب اين مطلب بايد گفت : نسخ در امور جزئى مثل اين حكم در همه شريعتها ( اعم از اولى العزم و غير آن ) جايز است و بسيارى از علماء شيعه اين مطلب را تأييد نمودهاند . سوّم ) : حكم داود مطابق حكم انبياء سابق عليهم السلام بود ، امّا در آن زمان خداوند حكم ديگرى به سليمان الهام نمود ، پس حكم داود و سليمان هر دو بر اساس حكم الهى بود و از آن پس ساير انبياء و علماء مطابق حكم سليمان حكم كردند . چهارم ) : حديثى كه راويان مورد اعتماد چون على بن ابراهيم آوردهاند و آن را قبلا ذكر كرديم . ( علل الشرائع و عيون الاخبار ) با استناد به حسين بن خالد از امام رضا ( ع ) نقل مىكنند : سليمان ( ع ) روزى به ياران خود گفت : خداوند تبارك و تعالى به من ملكى بخشيده است كه بعد از من سزاوار احدى نخواهد بود ، باد و جنّ و انس و پرندگان و وحوش مسخّر من هستند و من دانا به سخن پرندگان هستم و خداوند از هر چيز به من عطا كرده و همهء آنچه را كه از صبح تا شام شادى و سرور مرا تمام مىكند به من بخشيده است ، و دوست دارم فردا وارد قصر خود شوم و به بالاترين نقطه قصر بروم و از آنجا به ممالك تحت حكومت خود نظارت كنم ، پس به هيچ كس اجازه ندهيد كه بر من وارد شود ، غلامانش اطاعت كردند .