السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

536

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

او چند فرسخ را از آجرها و ديوارهاى سيمين و زرّين پوشاندند ، سپس به اجنّه فرمان داد اولاد خود را حاضر كنند ، پس جمع كثيرى گرد آمدند و سليمان آنها را در جانب راست و چپ ميدان به پادشاه و خود بر تخت نشست و چهار هزار كرسى در جانب راست او و چهار هزار كرسى در جانب چپ او نهاده شد و سليمان ( ع ) دستور داد شياطين صف در صف همراه انسانها و حوش و پرندگان تا چند فرسخ اطراف ميدان ايستادند ، وقتى فرستادگان بلقيس به ميدان رسيدند و آن همه حشمت و جلال ملك سليمان را ديدند ، به نظرشان ملك خود و هدايايشان حقير و بىارزش رسيد . وقتى به نزد سليمان رسيدند ، سليمان با نگاهى مشفقانه در ايشان نگريست ، آنها دانستند كه او پيامبر خداست و نامهء بلقيس را به او ابلاغ كردند ، سليمان بعد از خواندن نامه گفت : صندوق كجاست ؟ صندوق را آوردند و به محض ديدن صندوق جبرئيل به او خبر داد كه در آن مرواريدى بسيار درشت و سوراخ نشده و مهره‌اى سوراخ دار با سوراخى كج قرار داد ، سليمان نيز عينا به آنها خبر داد ، فرستادهء بلقيس گفت : درست گفتى ، حال اگر مىتوانى مرواريد را سوراخ كن و نخ را از درون صدف ( خرمهره ) عبور بده ، سليمان هم به موريانه دستور داد تا مويى را به دهان گرفته و وارد مرواريد شود و از جانب ديگر بيرون بيايد ، سپس به حيوانات گفت : كداميك از شما مىتواند نخى را از اين خرمهره عبور دهد ؟ كرمى سفيد رنگ اين مأموريّت را پذيرفت و خرمهره را سوراخ كرد و نخ را از ميان آن عبور داد ، پس از آن به غلامان و كنيزان دستور داد ، دست و روى خود را بشويند ، مشاهده كرد كه كنيزان با يك دست از ظرف آب برداشته و به دست ديگر مىريزند و با آن صورت خود را مىشويند و نيز آب را از باطن و درون ساعد روى دست مىريزند و آب روى دستشان جارى مىشود ، امّا غلامان آب را يك ضربه و با هر دو دست بر گرفته و به صورت مىزدند و دست خود را نيز از بيرون ساعد مىشستند ، به اين ترتيب آنها را از يك ديگر تشخيص داد و غلامان را از كنيزان جدا نمود . گفته‌اند : در ميان آن هدايا عصايى بود كه از پادشاهان حمير به ارث رسيده بود و بلقيس از سليمان خواسته بود تا سر و ته آن را تشخيص دهد ، و نيز قدحى فرستاده بود كه خواسته بود سليمان آن را از آبى پر كند كه نه از آسمان باشد و نه از زمين . سليمان ( ع ) ابتدا عصا را به آسمان پرتاب كرد و هنگام پايين آمدن گفت : هر طرف