السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
53
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
فصل دوم ( ( در باب سجود ملائكه و معانى مختلف آن و اينكه بهشتى كه آدم در آن بود ، كدام بهشت بوده و معناى اسماء ) ) خداى متعال فرمود : ( آن زمان كه به ملائكه گفتيم : بر آدم سجده كنيد ، پس سجده نمودند ، جز ابليس كه امتناع كرد و استكبار ورزيد و او از كافران بود [ 1 ] ) و خداوند فرمود : ( چه چيزى مانع تو شد ، از اينكه وقتى من تو را امر به سجده كردم ، امتناع كردى و سجده نكردى ؟ گفت : من بهتر از اويم ، مرا از آتش خلق كردهاى و او را از گل ، پس بواسطهء اينكه مرا اغوا نمودى ، هر آينه بر سر راه مستقيم تو مىنشينم ، سپس از ميان دو دست و از پشت سر و از جانب چپ به نزد آنها مىروم و تو بيشتر آنها را شاكر نخواهى يافت [ 2 ] ) . و نيز خداوند عزّ و جل فرمود ، كه ابليس گفت : ( پروردگارا مرا تا روز بعث مهلت بده ، فرمود : همانا تو از مهلتدادهشدهگانى تا روزى معيّن [ 3 ] ) و در جاى ديگر فرمود : ( سجده كردند به جز ابليس كه از جنّيان بود و از امر پروردگارش تجاوز نمود [ 4 ] ) . در تفسير ( مجمع البيان ) از ابن عباس روايت شده كه ابليس همراه ملائكه مشغول عبادت بود و مأمور به سجدهء آدم شد ، امّا امتناع كرد و خداى تعالى فرمود : ( مگر ابليس كه از جنّيان بود ) و روايت شد از طاوس و مجاهد كه ابليس قبل از اينكه مرتكب معصيت شود ملكى از ملائكه بوده و نامش عزازيل و از ساكنان زمين بود و ملائكهاى كه ساكن زمين بودند ، جنّ ناميده مىشدند و از ميان ملائكه هيچ كس از نظر اجتهاد و علم بالاتر از او نبود ، امّا وقتى كه در برابر فرمان خدا عصيان كرد ، خداوند او را لعنت نمود و او را شيطان قرار داد و وى را ابليس ناميد و او در علم الهى از كافران بود . ( ابن عباس ) گفت اوّلين كسى كه قياس كرد ابليس بود كه خطا كرد ، پس هر كس كه دين را به رأى خود قياس كند ، خداوند او را قرين ابليس مىگرداند و اينكه ابليس
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 34 . [ 2 ] سوره اعراف ، آيه 17 - 15 . [ 3 ] سوره حجر ، آيه 38 - 37 . [ 4 ] سوره كهف ، آيه 50 .