السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
50
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
قول خداوند كه فرمود : ( اگر راست مىگوييد [ 1 ] ) دليل بر دروغگو بودن آنها در گفتارشان است . جواب اين است كه همه اين سخنان بر طريق اعتراض نبوده ، بلكه هدف آنها از سؤال ، دانستن وجه حكمت آفرينش انسان است كه اين امر بر آنها مخفى بود و كسى هم كه هنوز وجود ندارد غيبت در بارهء او تحقّق نمىيابد ، در كتاب ( قصص راوندى ) از مقاتل بن سليمان نقل شده كه گفت : از ابا عبد اللَّه ( ع ) پرسيدم : قامت آدم و حوّا هنگام نزول به زمين چقدر بود ؟ فرمود : ما در كتاب على ( ع ) چنين يافتيم كه خداى تعالى وقتى آدم و همسرش را به زمين هبوط داد ، دو پاى آدم بر كوه صفا و سر او بالاتر از افق آسمان بود و او از بابت حرارت خورشيد به خداوند شكايت كرد ، سپس طول قامتش هفتاد ذراع شد ( به ذراع خود او ) و طول قامت حوّا سى و پنج ذراع گشت ( به ذراع خود او ) . و در ( كافى ) بعد از قول امام ( ع ) كه فرمود : آدم از حرارت خورشيد ناراحت بود ، مىفرمايد : خداوند به جبرئيل ( ع ) وحى نمود كه آدم از حرارت آفتاب ناراحت و متأذى است ، پس جبرئيل نگاهى به او افكند يا او را فشرد و طول قامتش هفتاد ذراع شد و حوّا را نيز فشرد و طول قامتش سى و پنج ذراع گشت . در اين خصوص مىگوئيم : حديث را متأخرين از علماء از روايات مشكل دانستهاند ، به دو جهت : اوّل اينكه طول قامت چگونه سبب متأذى شدن از حرارت خورشيد مىشود ، با اينكه حرارت خورشيد بواسطه انعكاس اجرام زمينى است و حدّ آن چهار فرسخ در هواست . دوّم اينكه : اگر طول قامت آدم ( ع ) هفتاد ذراع باشد لازمهاش عدم استواء خلقت و دشوارى انجام بسيار از امور ضروريست و ما از اشكال اوّل به دو صورت پاسخ مىدهيم : ( اوّل ) : اينكه خورشيد به غير از جهت انعكاس هم حرارت دارد و قامت آدم ( ع ) به قدرى بلند بوده كه از طبقهء زمهريريه جوّ عبور مىكرده و از حرارت خورشيد آزرده مىگشته .
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 31 .