السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

51

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

( دوّم ) اينكه آدم ( ع ) به سبب بلندى قامت نمىتوانسته هيچ سايبانى براى خود پيدا كند و هيچ بنا يا درخت يا كوهى نمىتوانسته او را در سايهء خود از حرارت آفتاب حفظ كند . امّا پاسخ اشكال دوّم را از جهات فراوانى مىتوان داد كه تا حدّى از لفظ و معناى حديث دور است امّا وجوه نزديكى كه بعضى از افاضل آن را ذكر كرده‌اند اين است استواء و تعادل خلقت منحصر در آن چيزى كه معهود و شناخته شده ماست ، نيست ، بلكه خداى تعالى مىتواند انسان را به صورتهاى گوناگون ديگرى خلق كند كه باز هم داراى تعادل در خلقت باشد و چه بسا ذراع آدم با وجود بلندى اندازه بازو ، كوتاه بوده و ممكن است خداوند آن را داراى مفاصل متحرك و نرمى ساخته بوده كه وى قادر به انجام هر حركتى بوده است ، و از جمله پاسخهايى كه به اين مسأله داده شده پاسخى است كه از شيخ ما بهاء الدين طاب ثراه نقل شده كه در اين كلام استخدام وجود دارد به اين معنا كه مراد از آدم هنگام ارجاع ضمير به او آدم اين زمان از اولاد آدم ( ع ) بوده است ، امّا اين گفتار او بسيار بعيد است و نظير اين مطلب را جز با تكلّف و دشوارى در مورد حوّا نمىتوان گفت . از پاسخهاى ديگر پاسخى است كه شيخ محدث سلّمه اللَّه تعالى بيان نموده و آن اين است كه اضافه ذراع به آدم و حوّا به وجه توسعه و مجاز بوده ، يعنى ذراع صنف آدم به او اضافه شده ، صنف حوّا به حوّا نسبت يافته يا اينكه هر دو ضمير به قرينه مقام به مرد نوعى يا زن نوعى باز مىگردد و يا ( باء در بزراعه ) باء ملابسة باشد . يعنى همانطور كه از طول قامت آدم كاسته شد از طول ذراع او نيز كاسته شد ، چون اعضاى بدن باهم تناسب دارند و اينكه ذراع را به ذكر اختصاص داده به جهت آنست كه تمام اجزاى بدن داخل در طول هستند ، به جز ذراع و مراد از ذراع در اينجا يا ذراع افراديست كه در زمان آدم ( ع ) بوده‌اند و يا كسانى كه در زمان صدور روايت وجود داشته‌اند . و به نظر من وجه اوّل صحيحتر است و اين به جهت آنست كه تعادل و استواء خلقت به نسبت همان عصر مطرح است كما اينكه روايت شده كه موسى ( ع ) نقباء دوازده‌گانه را گسيل داشت تا براى او از ( عمالقه ) خبرى بياورند و براى جنگ با آنها