السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
49
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
متنافى تشكيل شده و اينها موجب شهوتى مىشوند كه باعث فساد است و منجر به غضبى مىگردند كه باعث خونريزى است . قول ديگر اينكه : ملائكه اين مطلب را از روى يقين گفتند ، چون ابن مسعود و غير او روايت كردهاند كه وقتى خداى متعال به ملائكه فرمود : من مىخواهم در زمين خليفهاى قرار دهم ، گفتند : پروردگارا اين خليفه چيست ؟ فرمود : براى او ذرّيه و فرزندانى خواهد بود كه در زمين فساد مىكنند و حسد مىورزند و يك ديگر را به قتل مىرسانند ، در اين هنگام ملائكه آن سخن معروف خود را ابراز نمودند . قول ديگر اينكه : خداوند تعالى خود به ملائكه شناساند كه انسانها در زمين خلق عظيمى خواهند بود كه در آن به فساد و خونريزى مىپردازند . قول ديگر اينكه : خداى تعالى در لوح محفوظ همهء وقايع موجود تا روز قيامت را نوشته است و شايد ملائكه به نحوى از لوح محفوظ خبر يافته و عاقبت بنى آدم را دانسته باشند . قول ديگر اينكه : خليفه به معناى نايب و جانشين خدا در حكم و قضاوت و احتجاج است و اين معنا در نزاع و اختلال نظام متصوّر است پس خبر دادن از وجود خليفه به نحو التزامى خبر دادن از وقوع فساد و شرّ است . قول ديگر اينكه : خداى سبحان وقتى كه آتش را آفريد ملائكه بسيار ترسيدند و گفتند : اين آتش را براى چه آفريدهاى ؟ فرمود : براى هر يك از مخلوقاتم كه مرا نافرمانى كنند و در آن زمان غير از ملائكه مخلوقى نبود و وقتى كه خداوند فرمود : من در زمين خليفهاى قرار مىدهم ، ملائكه دانستند كه معصيت از ناحيهء اوست ، و فرقهء حشويّه صدور گناه را از ملائكه جايز شمردهاند و لذا اين سخن ملائكه را اعتراضى بر خدا دانستهاند كه آن از بزرگترين گناهان است و نسبت دادن بنى آدم به قتل و فساد از گناهان كبيره و غيبت آنهاست و نيز گفتهاند ملائكه با گفتن اينكه ( ما تو را به ستايشت تسبيح مىكنيم [ 1 ] ) خودستايى نمودهاند و اين گفتارى عجيب است . و نيز گفتهاند گفتار ملائكه كه گفتند ( ما علمى نداريم ، جز آنچه تو به ما آموختى [ 2 ] ) اعتذار و عذر خواهى است و عذر خواهى دالّ بر گناهكارى آنهاست ! و يا گفتهاند
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 30 . [ 2 ] سوره بقره ، آيه 32 .