السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

458

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

نهادند ، در همان لحظه ستمگرى همراه پادشاه بود كه براى عزيز كردن خود و ضايع كردن اسماعيل ، به دروغ گفت : او دروغ مىگويد و من قبلا كه از اين محل گذشتم او را نديديم ، اسماعيل به او گفت : اگر من دروغ مىگويم ، خداوند دندانهاى سالمى را كه به تو عطا كرده از تو باز گيرد ، در همان دم دندانهاى آن ستمگر كنده شد و او با التماس گفت : من به اين بندهء خدا دروغ بستم ، پس اى اسماعيل از تو مىخواهم دعا كنى ، خداوند دندانهايم را باز پس دهد ، اسماعيل پذيرفت ، ليكن دعا را تا هنگام سحر تأخير انداخت ، و در هنگام سحر براى او دعا كرد و دندانهاى آن مرد سالم شد ، سپس رسول خدا ( ص ) فرمود : بهترين زمان براى دعا هنگام سحر است ، همانطور كه خداى تعالى فرمود : وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ [ 1 ] . و در حديث ديگرى آمده است : وقتى آن مرد به نزد اسماعيل آمد ، او گفت : اگر به نزد من نمىآمدى تا هنگام محشر در محل وعده مىماندم ، آن وقت خداوند در بارهء او اين آيه را نازل فرمود و او را صادق الوعد ناميد . ( كامل الزيارة ) با اسناد به بريد عجلى مىنويسد : به امام صادق ( ع ) عرضه داشتم : يا ابن رسول اللَّه در بارهء اسماعيل صادق الوعد به من خبر دهيد كه آيا او اسماعيل بن ابراهيم است ؟ چون مردم چنين مىپندارند . حضرت فرمودند : اسماعيل قبل از ابراهيم از دنيا رفت و ابراهيم حجّت خدا در روى زمين بود ، پس اسماعيل بر چه كسى مبعوث شده ؟ لذا اين اسماعيل كه خداوند او را صادق الوعد و پيامبر مرسل مىنامد ، اسماعيل پسر حزقيل نبى ( ع ) است كه خداوند او را بسوى قومش فرستاد ، امّا آنها او را تكذيب كردند وى را به قتل رساندند و پوست صورتش را كندند ، خداوند هم بر آنها غضب نمود و سطاطائيل فرشته عذاب را بر آنها فرو فرستاد ، آن ملك از اسماعيل اجازه خواست تا بر قوم او عذاب نازل كند ، اسماعيل گفت : اى ملك عذاب مرا حاجتى به انتقام گرفتن و عذاب مردم نيست ، خداوند به او وحى نمود : اى اسماعيل حاجت تو چيست ؟ اسماعيل گفت : خداوندا تو براى نفس خود بر ربوبيّت و براى محمّد ( ص ) و اوصياء او بر ولايت پيمان گرفته‌اى و به خلق تو خبر داده‌اى كه امّت او چه اعمالى را در باره حسين بن

--> [ 1 ] سوره ذاريات ، آيه 18 .