السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
459
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
على ( ع ) مرتكب مىشوند و به آن حضرت وعده دادهاى كه او را بازگردانى تا از دشمنان خود در همين دنيا انتقام بگيرد ، از تو مىخواهم كه مرا هم همراه او به اين دنيا بازگردانى تا از قاتلان خود انتقام بگيرم ، و خداوند درخواست اسماعيل را پذيرفت و او همراه حسين ( ع ) رجعت خواهد كرد . ( ماجراى الياس و اليا و اليسع عليهم السلام ) ( الكافى ) از مفضّل بن عمر نقل مىكند : ما بر درب خانه امام صادق ( ع ) ايستاده بوديم تا اجازه ورود بگيريم ، شنيديم كه امام ( ع ) به زبانى غير از عربى سخن مىگويند ، ما گمان كرديم كه زبان سريانى است ، سپس امام گريستند و ما از گريهء آن حضرت به گريه افتاديم ، پس از آن غلامى بيرون آمد و به ما اجازهء ورود داد و ما بر آن حضرت وارد شديم ، من از ما وقع و علّت گريهء آن حضرت پرسش نمودم ، فرمود : آرى ، من به ياد الياس نبى ( ص ) بودم كه از عبّاد بنى اسرائيل بود ، و من ذكر سجدهء او را كه به زبان سريانى بود ، بيان كردم ، سپس حضرت به زبان سريانى آن ذكر را براى ما خواندند و به خدا قسم ما هيچ قسيس و جاثليقى را فصيحتر از ايشان نديده بوديم ، سپس آن را به عربى براى ما توضيح دادند و آن ذكر اين بود : ( اتراك معذبى بنارك و قد اظمأت لك هو اجرى ؟ اتراك معذّبى و قد عفرت لك في التراب وجهى ؟ اتراك معذبى و قد اجتنبت لك المعاصى ؟ اتراك معذّبى و قد اسهرت لك ليلى ؟ ) : ( خداوندا آيا مرا به آتش خود مىسوزانى ، در حالى كه تمام وجودم تشنهء عشق توست ؟ آيا مرا عذاب مىكنى ، در حالى كه روى خود را براى تو به خاك مىسايم ؟ آيا مرا عذاب مىكنى در حالى كه از گناهان و معصيت تو اجتناب مىكنم ؟ آيا مرا عذاب مىكنى ، در حالى كه شب تا سحر به مناجات تو مشغولم ؟ ) . آن وقت خداى متعال به او وحى كرد : سر خود را از سجده بلند كن هر آينه من تو را عذاب نخواهم كرد ، آنگاه الياس گفت : اگر اكنون بگويى مرا عذاب نمىكنى و از آن پس مرا عذاب كنى ، ديگر تو پروردگار من نيستى و من هم بنده تو نيستم ، سپس خداوند به او وحى نمود : سر بردار و بدان كه من تو را عذاب نخواهم كرد ، همانا من هر گاه وعدهاى بدهم به آن عمل مىكنم . ( قصص الأنبياء ) از ابن عباس نقل مىكند : يوشع بن نون بنى اسرائيل را بعد از موسى در شام مسكن داد و آنجا را ميان اسباط و قبايل ايشان تقسيم نمود و قبيلهاى