السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

456

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پس همگى هلاك شدند و استخوانهايشان هم پوسيد ، آنگاه پيامبرى از پيامبران الهى به نام حزقيل از كنار آنها عبور كرد و با ديدن استخوانهاى پوسيدهء آنها گريست و در مقام مناجات گفت : پروردگارا اگر تو بخواهى در همين لحظه مىتوانى آنها را زنده سازى ، در همان دم خداوند آنها را زنده كرد . كتاب ( المحاسن ) از امام باقر ( ع ) نقل مىكند : وقتى پادشاه قبطيان به قصد ويران كردن بيت المقدّس از ديار خود خارج شد ، مردم پيرامون حزقيل اجتماع كردند و به او شكايت نمودند ، حزقيل گفت : به زودى در اين مورد شبانه با پروردگارم مناجات مىكنم ، وقتى شب فرا رسيد ، مسأله را با پروردگار مطرح نمود ، خداوند فرمود : من كفايت آنها را خواهم كرد ، سپس خداوند به ملك موكّل هوا وحى نمود تا هوا را بر آنها حبس نمايد و همگى شبانه مردند ، صبح پيامبر اين مطلب را به امّت بشارت داد و همگى آنان را مرده يافتند . آن وقت حزقيل نبى دچار عجب و خود بينى شد و با خود گفت : آيا فضل سليمان نبى از من بيشتر بوده كه خداوند چنين امرى را برايم انجام داد ؟ پس در اثر اين خود بينى كبد و گوش او دچار زخم و جراحتى شد ، پس از آن براى پروردگار خشوع و تذلّل نمود و براى توبه بر خاكستر نشست و زارى و تضرّع كرد ، آنگاه خداى متعال به او وحى كرد : شيرهء انجير را برگير و آن را مانند پماد بر سينهء خود بمال ، او چنين كرد و آن جراحت بهبودى يافت . از شيخ ( احمد بن فهد ) در ( المهذّب ) نقل شده ، امام صادق ( ع ) فرمودند : نوروز روزيست كه خداوند در آن روز قومى را كه همگى در يك روز مرده بودند به دعاى پيامبرى از پيامبران خود زنده نمود و به آن پيامبر وحى كرد آب در گورهاى آنها بريزد و در اثر اين عمل همهء آنها زنده شدند و سالها زندگى كردند . لذا آب ريختن در روز نوروز يك سنّت ديرين است و علّت آن را كسى نمىداند جز راسخان در علم . در توضيح مىگوئيم : نبايد از اين روايت توهّم شود كه نبايد از بيمارى واگير دارى مثل طاعون فرار كرد ، بلكه از اين روايات استفاده مىشود ، وقتى اجل انسان نزديك شود فرار يا عدم فرار سودى نخواهد داشت و حتّى در اخبار گوناگونى امر به فرار از آن شده است ، و روايتى معارض آن نيامده جز روايتى از رسول خدا ( ص ) كه