السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

438

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

از يكى از حواريّون مسيح ( ع ) باقى مانده بود ، ديدم كه به خط سريانى از تورات نقل شده بود : كه وقتى موسى ( ع ) از نزد خضر ( ع ) بسوى قوم خود بازگشت برادرش هارون از او در باره عجايبى كه در دريا مشاهده كرده است پرسش نمود ، موسى گفت : وقتى من و خضر در كنار دريا بوديم ، ناگهان پرنده‌اى ميان دست ما سقوط كرد كه در منقار خود قطره‌اى داشت و آن قطره را به طرف مشرق پرتاب كرد ، بعد قطرهء ديگرى برگرفت و آن را به جانب مغرب انداخت و سپس قطره سوّمى برگرفت و آن را به طرف آسمان پرتاب كرد و قطرهء چهارمى را به طرف زمين انداخت و سرانجام قطرهء پنجمى را برگرفت و آن را مجددا در دريا ريخت و ما از اين مطلب مبهوت و متحيّر شديم ، من در بارهء اين مطلب از خضر سؤال كردم و او پاسخى نداد ، پس از آن شكارچى كه در حال شكار بود ، نگاهى به ما كرد و گفت : مىبينم كه از ديدن اين پرنده متعجّب شده‌ايد ، گفتيم : چنين است كه مىگويى ، او گفت : من مرد شكارچى هستم و راز عمل آن پرنده را مىدانم و شما دو نفر پيامبر هستيد ، امّا نمىدانيد ؟ ! گفتيم : ما هيچ علمى نداريم جز آن علمى كه خداوند به ما عطا كند ، او گفت : اين پرندهء دريايى مسلم نام دارد ، چون در بانگ و صدايى كه فرياد مىكند مىگويد : مسلم ، او با اين عمل خود كه آبى را در منقار خود گرفت و آن را به آسمان و زمين و مشرق و مغرب پاشيد اشاره كرد كه بعد از شما پيامبرى ظهور مىكند كه امّت او شرق و غرب عالم را فرا مىگيرند و به آسمان صعود مىكنند و در زمين نفوذ مىنمايند ، امّا پرتاب آب به دريا به اين معنا بود كه علم عالميان در برابر علم آن پيامبر مثل اين قطره در برابر درياست و او علم خود را به ميراث نزد وصى و پسر عمّ خود قرار مىدهد . ما از شنيدن اين مطلب بسيار تعجّب كرديم و دانستيم كه نبايد به دانش خود مغرور باشيم ، سپس آن صياد از ديدگان ما غايب شد و ما دانستيم كه خداوند او را فرستاده بود تا ما را از ادّعاى فضل و كمال باز دارد . ( منهج الدعوات ) روايت كرده كه خضر و الياس در هنگام موسم حجّ حضور مىيابند و با اين دعا به درگاه الهى مناجات مىكنند : ( بسم اللَّه ما شاء اللَّه لا قوة الّا باللَّه ما شاء اللَّه كلّ نعمة فمن اللَّه ما شاء اللَّه الخير كلّه بيد اللَّه عزّ و جلّ و لا يصرف السّوء الّا اللَّه ) .