السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
427
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
وقتى كشتى به همراه آنها به حركت در آمد ، خضر برخاست و به كناره كشتى رفت و آن را شكست و بعد با گل و كاه آن را ترميم كرد ، موسى شديدا عصبانى شد و به خضر گفت : ( آيا اين كشتى را شكستى تا مسافران آن غرق شوند ؟ ! حقيقتا كه عمل زشتى مرتكب شدى [ 1 ] ) خضر فرمود : ( آيا نگفتم كه تو در كنار من طاقت نمىآورى [ 2 ] ) موسى گفت : ( مرا بواسطه فراموش كردن اين مطلب مؤاخذه مكن و بر من تكليف دشوار حمل منما [ 3 ] ) و سپس هر سه از كشتى خارج شدند ، پس از آن خضر ( ع ) به پسرى كه در حال بازى بود نظر كرد كه آن پسر بسيار زيبا بود و صورت او مانند ماه مىدرخشيد و در دو گوش او گوشوارى از مرواريد غلطان قرار داشت ، خضر اندكى تأمّل نمود ، سپس آن پسر را گرفته و او را به قتل رساند ، موسى از شدّت غضب به خضر حمله كرد و او را به زمين انداخت و به او گفت : ( آيا انسانى را بدون گناه كشتى ، به تحقيق كه مرتكب امر ناپسندى شدى [ 4 ] ) خضر فرمود : ( آيا به تو نگفتم تو در كنار من تحمّل نخواهى كرد [ 5 ] ) موسى در مقام عذر خواهى گفت : ( اگر از اين به بعد از چيزى سؤال كردم ، ديگر با من مصاحبت نكن و عذر تو موجّه است [ 6 ] ) پس باز به راه افتادند تا شب هنگام به قريهء ناصريه كه مسيحىنشين بود رسيدند ، امّا هيچ كس آنها را به خانهء خود دعوت نكرد و از آنها پذيرايى ننمود ، در شهر به راه افتادند تا به ديوارى رسيدند كه در حال فرو ريختن بود ، خضر ( ع ) دست خود را به ديوار نهاد و فرمود : به اذن خدا پا بر جا باش ، پس ديوار اصلاح شد ، آن وقت موسى گفت : شايسته بود قبل از بر پا نمودن ديوار از آنها تقاضاى اجرت يا طعامى مىكردى ، در اينجا خضر ( ع ) فرمود : ( اين ديگر زمان جدايى من و توست ، به زودى تو را از تأويل آنچه طاقت آن را نياوردى آگاه مىسازم ، امّا آن كشتى متعلّق به قوم مستضعف و صالحى بود و كمى جلوتر پادشاه ظالمى همهء كشتيها را به زور غصب مىكرد و من آن كشتى را معيوب كردم ، تا پادشاه از آن چشم پوشى كند و امّا آن پسر ، او پدر و مادرى مؤمن و صالح داشت ، امّا در ناصيهء او خواندم كه در آينده
--> [ 1 ] سوره كهف ، آيه 71 . [ 2 ] سوره كهف ، آيه 72 . [ 3 ] سوره كهف ، آيه 73 . [ 4 ] سوره كهف ، آيه 74 . [ 5 ] سوره كهف ، آيه 75 . [ 6 ] سوره كهف ، آيه 76 .