السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
41
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
به آب تلخ گوش مىرسد ، مىميرد و گاهى اتّفاق مىافتد كه حشرهاى از اين آب تلخ مىگذرد و به مغز مىرسد و از موارد عجيب اينكه ، زنى به نزد من آمد تا از من در بارهء جراحى مغز خود فتوى بخواهد ، چون حشرهاى به نام هزارپا در هنگام خواب وارد سر او شده و از مغز او تغذيه مىكرده و در آنجا ساكن شده بود و چه بسا سالها در آنجا مىماند و او مىخواست به كمك جراح قسمتى از اين استخوان سر را بشكند و آن حشره را بيرون آورد و من به شكستن استخوان سرش فتوى ندادم و آن را جايز نشماردم و در كتب پزشكى آمده است كه مانند اين حكايت در زمان افلاطون اتّفاق افتاد و آن مرد را جراحى كرده و قسمتى از استخوان سر او را برداشتند و هزار پا ظاهر شد و وقتى كه خواست آن را با انبر بردارد يكى از شاگردانش گفت : اين كار را نكن ، چون او دست و پايش را محكم در پوشش مغز فرو برده و كندن او به صلاح نيست ، آنگاه او انبر را به آرامى به آن نزديك كرد تا وقتى كه او خودش دست و پايش را از پوشش مغز بيرون كشيد و به انبر چسبيد آن وقت آن را برداشته و به بيرون پرتاب كردند و مثل چنين عملى از افلاطون عجيب نيست . و از امير المؤمنين ( ع ) نقل شده كه فرمود : اوّلين كسى كه مقايسه كرد و قياس نمود ، ابليس بود كه گفت : تو مرا از آتش خلق كردهاى و آدم را از خاك ، در صورتى كه اگر ابليس مىدانست كه خداوند چه چيزى در وجود آدم قرار داده هرگز بر او فخر فروشى نمىكرد ، سپس فرمود : خداى عزّ و جل ملائكه را از نور آفريد و گروهى ديگر را از آب خلق كرد ، ولى آدم را از خاك آفريد ، سپس نور و آتش و باد و آب را در او جارى فرمود ، پس بوسيلهء نور مىبيند و تعقّل مىكند و مىفهمد و بوسيلهء آتش مىخورد و مىآشامد و اگر آتش نبود معده نمىتوانست غذا را هضم كند و اگر باد در درون انسان نبود آتش معده را مىسوزاند و اگر آب در درون آدم نبود و آتش درون او را اطفاء نمىكرد ، آتش درون او را مىسوزاند ، پس خداوند اين پنج مورد را در درون آدم جمع نموده كه در ابليس نيست . و از ابى عبد اللَّه ( ع ) نقل شده كه فرمود : مشت خاكى كه خداوند آدم را با آن آفريد ، وقتى كه جبرئيل را براى آوردن آن فرستاد ، زمين گفت : من به خدا پناه مىبرم از اينكه چيزى از من برگيرى ، پس جبرئيل بسوى پروردگارش بازگشت و گفت : پروردگارا زمين از من به تو پناه مىبرد ، پس خداوند اسرافيل را فرستاد و زمين مثل