السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

409

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

سيّد و سرور انبياء كه سرور جوانان اهل بهشت هستند و به جاه ذريّه طيّبه آنها از خاندان طه و يس از تو مىخواهيم از گناه ما درگذرى و ما را بيامرزى و اين حكم قتل و كشتار را از ميان ما بردارى ، در همان دم به موسى ندا رسيد : دست از قتل بردار ، چون بعضى از اين قوم مرا به سوگندى قسم دادند كه اگر ابليس و نمرود و فرعون مرا به آن سوگند مىدادند هر آينه آنها را نجات مىدادم و درخواستشان را اجابت مىكردم ، پس خداوند حكم قتل را از ميان آنها برداشت و آنگاه با خود گفتند : اى افسوس و حسرت بر ما اى كاش زودتر خدا را با اين سوگند مىخوانديم تا ما را از شرّ اين فتنه حفظ مىكرد . از پيامبر خدا ( ص ) سؤال شد : چرا قرآن را فرقان مىگويند ؟ فرمود : چون آيات و سوره‌هاى آن متفرق بود و به صورت وحى بر قلب من نازل شد ، امّا كتب آسمانى ديگر مثل تورات ، انجيل و زبور همگى به صورت لوح و ورق از آسمان نازل گشت . ( بصائر ) از سمان نقل مىكند : امام باقر ( ع ) فرمود : شيعه در بارهء على و موسى و عيسى عليهم السلام چه عقيده‌اى دارند ؟ پرسيدم : فدايت شوم از چه نظر پرسش مىكنيد ؟ فرمود : از جهت علم ، آيا آنها فضيلت يكسان دارند ؟ گفتم : فدايت شوم من چه بگويم ؟ ( شما داناتريد ) فرمود : به خدا سوگند على ( ع ) از آن دو داناتر است ، سپس فرمود : اى بندهء خدا ، آيا نمىدانى كه علم على ( ع ) عين علم محمّد ( ص ) است و علم محمّد ( ص ) بالاتر و افضل از همهء انبياء است ؟ گفتم : آرى ، فرمود : خداوند تبارك و تعالى در بارهء موسى مىفرمايد : ( وَ كَتَبْنا لَهُ فِي الْأَلْواحِ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ مَوْعِظَةً فاعلمناه انّه لم يبيّن له الامر كلّه ) [ 1 ] ، ( ما در الواح تورات از هر چيز نوشتيم و به او شناسانديم كه همه امور براى او آشكار نمىشود ) ، امّا خداوند تعالى در بارهء حضرت محمّد ( ص ) فرمود : وَ جِئْنا بِكَ شَهِيداً عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ [ 2 ] ( ما تو را بر همه امّتها و رسولان آنها شاهد مىآوريم و بر تو كتابى نازل كرديم كه توضيح و تفسير همه چيز است ) . و روايت شده وقتى كه موسى به نزد گوساله پرستان آمد و آنها ارادهء توبه نمودند و به آنها گفته شد ( خود را بكشيد ) لذا در محلّ توبه‌كاران نشستند و ساير قوم

--> [ 1 ] سوره اعراف ، آيه 145 . [ 2 ] سوره نحل ، آيه 89 .