السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
408
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
خود تجديد كرد و آن وقت رحمت الهى شامل حال آنها شد و خداوند از گناه آنها در گذشت . در ادامه مىفرمايد : خداوند به موسى فرمان داد كه گوساله پرستان را بكشد ، امّا اكثر آنها از عبادت گوساله برائت جستند و گفتند : ما آن را نپرستيديم ، سپس خداوند به موسى وحى نمود كه گوساله را با آهن داغ كرده و آن را در آب بياندازد و هر كس از آن آب مىخورد ، اگر از گوساله پرستان بود ، لبانش سياه مىشد و بينى او تيره مىگشت و گناه او آشكار مىشد ، به اين ترتيب عبادتكنندگان گوساله رسوا شدند ، آن وقت خداوند فرمان داد كه دوازده هزار نفر از غير آنها با شمشيرهاى آخته به جنگ با گوساله پرستان بپردازند و منادى ندا داد ، لعنت خدا بر كسى كه اينها را با دست و زبان يارى كند و لعنت خدا بر كسى كه در كشتن كسى به جهت دوستى و نسبت سستى نمايد و به جانب غريبه حمله كند . پس عدّهاى كشته شدند و جمعى زنده ماندند ، آنها كه زنده مانده بودند ، گفتند : مصيبت ما از كشتهشدگان بيشتر است ، چون مجبور شديم با دست خود پدران و مادران و برادران و نزديكان خود را بكشيم در حالى كه ما مرتكب گناه گوسالهپرستى نشديم ، پس چرا ما دچار مصيبت شديم ؟ سپس خداوند تعالى به موسى ( ع ) وحى نمود : من آنها را هم مبتلا به امتحان كردم ، چون اينها وقتى گوسالهپرستى اقوام خود را ديدند ، از ايشان كنارهگيرى نكردند و با آنها مقابله ننمودند ، به آنها بگو هر كس مىخواهد رنج كشتن گوساله پرستان بر او آسان شود خدا را به نام محمّد و على و آل طيبين بخواند و آنها چنين كردند و از آن پس اين امر بر آنها آسان شد و از كشتن گوساله پرستان رنجى احساس نكردند و به اين عمل ادامه دادند تا آنكه ششصد هزار نفر كشته شدند و آنگاه خداوند به قلب اين دوازده هزار نفرى كه گوساله نپرستيده بودند چنين الهام كرد كه آنها با خود گفتند : مگر جز اين است كه توسّل به محمّد و آل محمّد وسيلهايست كه خداوند هرگز متوسّل به آن را نااميد نمىكند ؟ پس ما چرا متوسّل به آنها نشويم تا اين حكم كشتن گوساله پرستان از ما برداشته شود ؟ آن وقت همگى اجتماع كردند و به ضجّه و زارى پرداختند و گفتند : پروردگارا به جاه محمّد اكرم و به جاه على افضل و اعظم و به جاه فاطمه صاحب فضل و عصمت و به جاه حسن و حسين دو نوادهء