السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

392

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

وحى نمود : اى موسى ( با عصايت به سنگ بزن [ 1 ] ) پس موسى چنين كرد و ناگهان از سنگ دوازده چشمه جوشيد و هر قبيله‌اى از اولاد يعقوب آبشخور خود را شناخته و مزاحم يك ديگر نمىشدند . از امام صادق ( ع ) نقل شده : حضرت حجّت ( عج ) هنگامى كه در مكّه قيام كند و بخواهد متوجّه كعبه شود ، منادى آن حضرت ندا مىدهد : هيچ كس لازم نيست آب و غذايى با خود بردارد ، چون سنگ موسى ( ع ) همراه ماست و به هر منزلى كه مىرسند چشمه‌اى از آن سنگ مىجوشد كه هر كس گرسنه باشد سير شده و هر كس تشنه باشد سيراب مىگردد تا وقتى كه به شهر نجف در پشت كوفه برسند . ( ثعلبى ) مىگويد : خداوند عزّ و جلّ به موسى وعده داد كه سرزمين مقدس يعنى شام را ميراث او و قومش قرار دهد در حالى كه در آن زمان افراد جبّارى به نام عمالقه از فرزندان عملاق بن لاوى بن سام بن نوح ( ع ) در آنجا سكونت داشتند . سپس خداوند بر موسى ( ع ) و قوم او فرمان داد كه به جانب شام بروند و به آن حضرت وحى نمود : اى موسى من سرزمين شام را محل استقرار و سكونت شما قرار داده‌ام ، پس در آنجا با دشمنان مبارزه كن ، من شما را در برابر آنها يارى مىكنم ، تو از ميان قومت دوازده نفر نقيب را انتخاب كن ، يعنى از هر قبيله يك نفر ، تا آن فرد كفيل و عهده‌دار امور قوم خود باشد كه آنها به دستوراتى كه به آنها داده مىشود پايبند باشند و به آن عمل كنند ، پس موسى از هر فرقه يك نفر را برگزيد و به آنها فرمان داد تا مراقب اعمال خود باشند ، سپس موسى اين دوازده نفر را به درون شهر فرستاد تا براى او تجسس كرده و اخبار و احوال ساكنان شهر را به او گزارش دهند . وقتى آنها به شام رفتند مردى از عمالقه به نام عوج بن عناق را ديدند كه طول قامت او 23 هزار ذراع بود و او آنقدر بلند قد بود كه به ابرها مىرسيد و مىتوانست ماهى را از كف دريا صيد كند و آن را با حرارت خورشيد كباب مىكرد و مىخورد ! روايت شده در زمان نوح اين مرد نزد او رفت و گفت : مرا هم در كشتى همراه خود ببر ، نوح فرمود : اى دشمن خدا ، برو كه در بارهء سوار كردن تو فرمانى به من نرسيده است ، وقتى آب همهء زمين را فرا گرفت و حتى روى كوهها را پوشاند ، آب از قوزك

--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 60 .