السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

369

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پرسيدم ، منظور از فِرْعَوْنَ ذِي الْأَوْتادِ [ 1 ] چيست ؟ فرمود : فرعون هر وقت مىخواست مردى را شكنجه كند او را به صورت در روى زمين انداخته و دو دست و دو پاى او را به چهار ميخ مىكشيد و او را رها مىكرد تا وقتى كه بميرد . از امام صادق ( ع ) نقل شده : نه آيت الهى كه موسى ( ع ) به فرعونيان ارائه كرد ، عبارت بود از : طوفان ، ملخ ، شپش ، قورباغه ، خون ، سنگ ، دريا ، عصا ، يد بيضاء . و نيز از آن حضرت نقل شده : ( شاطئ واد الايمن ) كه خداوند آن را در قرآن ذكر كرده فرات است و بقعهء مباركه كربلاست و شجره محمد ( ص ) است ، يعنى نور محمّد ( ص ) و حقيقت محمّديه ( ص ) از آن درخت ظهور و بروز يافت . ( عياشى ) از عاصم نقل مىكند : فرعون هفت قصر بنا كرد و در آنجا پناه گرفت و شيرهاى خطرناك را نگهبان كرد تا دست موسى به او نرسد . امّا وقتى كه خداوند موسى را به سوى فرعون فرستاد شيرها مانند سگ رامى در پشت پاى او پوزه ماليدند و پشت سر او حركت كردند ، سپس موسى به هر درى كه مىرسيد ، خداوند آن در را براى او مىگشود ، تا سرانجام به قصر هفتم و به نزد فرعون رسيد و بر در آنجا جلوس كرد ، در حالى كه ردائى از پشم بر تن داشت ، دربان به او گفت : اجازه بگير ، موسى به او التفاتى نكرد ، مجددا تكرار كرد باز هم موسى پاسخى نداد ، سرانجام دربان گفت : آيا ربّ العالمين مردى باادبتر از تو پيدا نكرده كه رسول خدا قرار دهد ؟ ! پس موسى به خشم آمد و با عصاى خود به در زد ، ناگهان همهء درها گشوده شد و او رو در روى فرعون قرار گرفت ، فرعون گفت : او را اذن ورود دهيد ، پس موسى بر فرعون وارد شد ، در حالى كه فرعون در جايگاهى نشسته بود كه هشتاد ذراع ارتفاع داشت ، موسى گفت : ( من فرستاده رب العالمين هستم ) فرعون پاسخ داد : اگر راست مىگويى معجزه‌اى بياور ، آن وقت موسى عصاى خود را بر زمين انداخت ، ناگهان آن عصا به دو شاخه شد كه يك شاخهء در روى زمين به صورت اژدها به حركت در آمد و شاخهء ديگر تا بالاترين قسمت جايگاه فرعون به سمت بالا حركت كرد و فرعون وقتى به دهان آن اژدها نگريست ، ديد كه درون او پر از آتش است و آتش از دهانش زبانه مىكشد ، پس فرعون از ترس لباس خود را آلوده

--> [ 1 ] سوره فجر ، آيه 10 .