السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

358

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

هستيم [ 1 ] ) ، ( موسى هم در نفس خود احساس وحشت كرد ، امّا از جانب حقّ به او خطاب رسيد : مترس ، همانا تو برترين هستى ، آنچه را به دست دارى بيانداز [ 2 ] ) . آن وقت موسى عصاى خود را انداخت ، ابتدا آن عصا مانند سرب مذاب در آمد و سپس سر و دهان او آشكار شد و آروارهء بالايى آن بر روى جايگاه فرعون قرار گرفت ، سپس به جنبش در آمد و تمام عصاها و ريسمانهاى ساحران را بلعيد و مردم از ترس عظمت آن رو به فرار نهادند و عدّه‌اى زير دست و پا رفتند و تا آنجا كه ده هزار نفر از آنها هلاك شدند و سپس اژدها قصد جايگاه فرعون را نمود . فرعون و هامان از ترس جامهء خود را آلوده كردند و موى سرشان از وحشت راست شد ، خود موسى هم ترسيده بود و بيم داشت همه هلاك شوند ، آن وقت به او خطاب رسيد : ( آن را برگير و مترس ، ما آن را به صورت اوّلش در مىآوريم [ 3 ] ) . بنا بر اين موسى بازگشت و عباى خود را روى دستش انداخت و دست خود را به جانب اژدها برد و ناگهان آن اژدها به صورت عصا در آمد ، در اين صورت ( ساحران به سجده در افتادند و گفتند : ما به پروردگار جهانيان ، پروردگار موسى و هارون ايمان آورديم [ 4 ] ) امّا فرعون غضبناك شد و به آنها گفت : ( آيا قبل از اينكه من به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد ؟ حتما موسى سر كرده و بزرگ شماست كه به شما سحر تعليم داده ، پس به زودى خواهيد دانست ، هر آينه دستها و پاهاى شما را از جهت مخالف قطع مىكنم و سپس همه شما را به دار مىآويزم ، آنها گفتند : بدرستى كه ما اميدواريم كه پروردگار خطاهاى ما را بيامرزد [ 5 ] ) . سپس فرعون همهء كسانى را كه ايمان آورده بودند زندانى كرد و پس از آن بود كه خداوند بلاى طوفان و ملخ و . . . . را بر آنها فرستاد و سرانجام فرعون آنها را آزاد كرد تا همراه موسى بروند . آن وقت خداوند به موسى وحى كرد ، ( بندگانم را حركت بده ) پس موسى همراه بنى اسرائيل حركت كرد تا از دريا عبور كنند و مصر را پشت سر بگذارند .

--> [ 1 ] سوره شعراء ، آيات 44 - 43 . [ 2 ] سوره طه ، آيات 68 - 67 . [ 3 ] سوره طه ، آيه 21 . [ 4 ] سوره طه ، آيه 70 . [ 5 ] سوره طه ، آيه 73 - 71 .