السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
333
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
كه جسد او را حمل كرده و نزد مردم بياورند و در بارهء مرگ او توضيح دهند تا مردم بدانند كه موسى او را نكشته است ، اين مطلب را از على ( ع ) و ابن عباس نقل كردهاند . ( دوّم ) اينكه موسى هر وقت مىخواست غسل كند ، به تنهايى غسل مىكرد و بنى اسرائيل گفتند : او حتما عيبى در بدن خود دارد از قبيل : پيسى ، برص و . . . . روزى كه براى غسل رفته بود پيراهن خود را بر سنگى نهاد و آن سنگ به امر خدا حركت كرد و موسى در طلب آن به راه افتاد و بنى اسرائيل بدن او ديدند و مشاهده كردند كه او از نظر خلقت بدنى از كاملترين و زيباترين مردان است ، به اين وسيله خداوند او را تبرئه كرد ، اين مطلب را ابو هريره نقل كرده است ، ولى جمعى از علماء اين مطلب را جايز ندانستهاند كه پيامبر خدا در برابر ديدگان مردم عريان آشكار شود و اين امرى قبيح است . ( سوّم ) اينكه قارون زن بدكارهاى را اجير كرد تا به موسى تهمت بزند و در حضور مردم بگويد به موسى زنا داده است ، ليكن خداوند او را تبرئه نمود و آن زن شهادت داد كه قارون او را اجير كرده بوده تا چنين افترائى را به موسى ببندد ، اين مطلب از ( ابى العاليه ) نقل شده . ( چهارم ) اينكه بنى اسرائيل با نسبت دادن سحر و جنون و دروغ به موسى ( ع ) او را آزار دادند ، امّا خداوند با ارائه آيات بيّنات او را تبرئه نمود ، اين مطلب را ( ابى مسلم ) نقل كرده ، سيد مرتضى علم الهدى مطلب دوّمى را بشدّت ردّ مىكند و كشف عورت پيامبر الهى را امرى ناممكن مىداند ، چون خداوند متعال قادر بود كه او را به صورتى ديگر تبرئه كند كه منجر به فضيحت نباشد و امثال اين مطالب از ساحت انبياء بدور است . سپس مىگويد : وجه اوّل صحيحتر است . امام صادق ( ع ) مىفرمايد : هارون قبل از موسى وفات يافت و از نظر سنّى بزرگتر از موسى بود و او دو پسر داشت به نامهاى شبير و شبّر كه معادل عربى آنها حسن و حسين است و همانا رسول خدا ( ص ) فرمود : من ابراهيم و موسى و عيسى را كه درود خدا بر آنها بود ديدهام ، امّا موسى مردى بلند قد شبيه مردم هندوستان بود و عيسى مردى سرخ گون با موهاى مجعّد بود ، سپس ساكت شدند ، مردم گفتند : يا رسول اللَّه ابراهيم چگونه بود ؟ فرمود : به من بنگريد ( يعنى ابراهيم ( ع ) شبيه پيامبر ( ص ) بوده است ) .