السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
32
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
خدا شايستهتر است كه از او بيم داشته باشى [ 1 ] ) . امام رضا ( ع ) فرمود : رسول خدا ( ص ) قصد خانه زيد بن حارثه پسر شراحيل كلبى را نمود و در آنجا همسر زيد را مشاهده نمود كه در حال غسل كردن بود و به او فرمود : منزّه است خدايى كه تو را آفريده و ارادهء آن حضرت از گفتن اين كلام تنزيه خداوند از قول كسانى بود كه ملائكه را دختران خدا مىدانند همانطور كه قرآن نقل مىكند ( آيا پروردگارتان براى شما پسران را اختصاص داده و ملائكه را مؤنث قرار داده است ، هر آينه سخنى عظيم مىگوييد [ 2 ] ) پس رسول خدا ( ص ) وقتى همسر زيد را ديد ، فرمود : منزّه است خدايى كه تو را آفريد از اينكه فرزندى از جنس ملائكه داشته باشد كه محتاج به اين تطهير و غسل باشد ، آنگاه وقتى كه زيد به منزلش آمد ، همسرش او را از آمدن رسول خدا با خبر ساخت و گفتار آن حضرت را بيان كرد و زيد منظور رسول خدا ( ص ) را نفهميد و فكر كرد حضرت به جهت تعجّب از زيبايى همسرش چنين سخنى را گفتهاند ، پس به نزد پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا همسر من بد اخلاق است و من مىخواهم او را طلاق دهم ، پس پيامبر ( ص ) به او فرمود : همسرت را نگه دار و از خدا بترس در حالى كه خداوند تعداد و نام همسران پيامبر را به او شناسانده بود و پيامبر مىدانست كه اين زن نيز از جملهء آنهاست ، امّا اين مطلب را مخفى كرد و آن را براى زيد آشكار نكرد و بيم داشت كه مردم بگويند : محمد به بندهاش مىگويد ، همسر تو به زودى همسر من خواهد شد و از آن حضرت عيبجويى نمايند ، آنگاه خداوند اين آيه را نازل فرمود ، سپس زيد آن زن را طلاق داد و پس از گذشت عدّهء طلاق خداوند او را به نكاح پيامبر ( ص ) در آورد و اين آيه نازل شد : ( وقتى كه زيد از همسرش جدا شد ما او را به ازدواج تو در آورديم تا از اين پس بر مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خواندههايشان حرجى نباشد و اين امرى واقع شده است [ 3 ] ) آنگاه خداى عزّ و جل كه مىدانست منافقين به زودى به جهت اين امر بر پيامبر ( ص ) عيبجويى مىكنند ، اين آيه را نازل فرمود كه رسول خدا ( ص ) در چيزهايى كه خدا بر او واجب كند حرجى ندارد ، آنگاه مأمون
--> [ 1 ] سوره احزاب ، آيه 37 . [ 2 ] سوره اسراء ، آيه 40 . [ 3 ] سوره احزاب ، آيه 37 .