السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
33
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
گفت : اى پسر رسول خدا ( ص ) سينهام را شفا دادى و امورى را كه بر من مشتبه شده بود برايم توضيح و بيان فرمودى ، پس خدا تو را از انبياء خود و از اسلام جزاى خير عنايت فرمايد . در ادامه على بن محمد بن جهم مىگويد : مأمون براى نماز برخاست و دست محمد بن جعفر را كه در آن مجلس بود گرفت و من هم از آن دو متابعت كردم ، آن وقت مأمون به او گفت : پسر برادرت را چگونه ديدى ؟ او گفت : مردى دانشمند است كه هيچ يك از علماء به درجهء او نمىرسند ، پس مأمون گفت : همانا پسر برادرت از اهل بيت پيامبر ( ص ) است كه در بارهء ايشان فرمود : همانا نيكان عترت من و پاكيزگان اهل بيتم در حال كودكى صبورترين مردم و در حال بزرگى داناترين ايشانند ، به ايشان چيزى نياموزيد كه آنها از شما داناترند و شما را از باب هدايت بيرون نبرده و در باب گمراهى وارد نمىسازند ، پس از آن حضرت رضا ( ع ) به منزل خود رفت و وقتى صبح فردا من به نزد او رفتم و ايشان را از قول مأمون و جواب عمويش محمد بن جعفر آگاه كردم تبسّمى فرموده و گفتند : اى على بن جهم آنچه از مأمون شنيدى تو را فريب ندهد او به زودى مرا مسموم مىكند و خداوند انتقام مرا از او مىستاند . شيخ صدوق در بيان اين حديث مىفرمايد : اين حديثى بسيار عجيب است به جهت اينكه از طرف على بن محمد بن جهم بيان شده كه او از كينهتوزان و دشمنان اهل بيت عليهم السلام است ، ما در توضيح مىگوئيم : اين امر عجيب نيست ، چون خداى سبحان حقيقت اولياء خود را در بسيارى از موارد بر زبان دشمنان خود جارى ساخته است ( و اصولا فضل آنست كه دوست و دشمن به آن اعتراف كنند ) . و در كتاب ( خصال ) با سندى كه از اشعرى به ابى عبد اللَّه ( ع ) مىرسد نقل شده كه سه چيز است كه زندگى هيچ پيامبرى از آن خالى نبوده ، فال بد زدن ، حسد ، تفكّر در خلق ، ( صدوق ) مىگويد : معناى طيره در اينجا به معناى اين است كه قومشان آنها را شوم و نحس مىدانستند و به آنها فال بد مىزدند همچنان كه قوم صالح به آن حضرت گفتند ، ( ما به تو و هر كه نزد توست فال بد مىزنيم ، فرمود : فال بد شما در