السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
319
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
علماء در بارهء زمان ندا و مناجات ايّوب به درگاه پروردگار و نيز علّت اينكه فرمود : أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ . . . [ 1 ] اختلاف كردهاند . از ( انس بن مالك ) نقل شده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : ايّوب پيامبر خدا بود كه مدّت 18 سال درگير مصائب بود و همهء اقوام و آشنايان دور و نزديك او را طرد كردند ، به جز دو مرد از پيروانش و همسرش ، و او وقتى براى قضاى حاجت مىرفت ، همسرش به او كمك مىكرد و خود ناتوان بود ، روزى اين امر به طول انجاميد و در همان حال به او وحى رسيد ( اركض برجلك . . . ) . و ( حسن ) مىگويد : بيمارى و مصيبت ايّوب هفت سال به طول انجاميد و او در اصطبل و زبالهدان در كنار چهارپايان بنى اسرائيل بسر مىبرد و هيچ مال و فرزندى برايش نمانده بود و نيز به غير از ( رحمت ) همسرش كسى در كنار او نماند و ايّوب در تمام اين مدّت از ذكر خدا و ثناى او باز نايستاد . پس ابليس كاملا درمانده شد و همهء لشكريان خود را از اطراف و اكناف زمين جمع كرد و از صبر ايّوب به آنها جزع و فزع نمود و گفت : اى ياران من اين بندهاى كه خدا مرا بر مال و بدن او مسلّط كرده با همهء مصائبى كه به او وارد كردهام جز صبر و شكر عملى از او صادر نمىشود و من در پيشگاه پروردگارم رسوا و مفتضح شدهام ، پس به فرياد من برسيد و حيلهاى به كار ببريد تا او را تسليم خود سازم . آنها گفتند : آدم را چگونه و از چه طريقى از بهشت بيرون راندى ؟ ابليس گفت : از طريق همسرش ، گفتند : پس با ايّوب هم از طريق همسرش وارد شو ، چون هيچ كس نزد او از همسرش محبوبتر نيست و همه او را ترك كردهاند . ابليس گفت : راست مىگوييد ، پس به راه افتاد و به نزد همسر ايّوب رفت كه در حال تكدّى بود ، بر او به صورت مردى جلوهگر شد ، و گفت : اى بندهء خدا ، همسرت كجاست ؟ گفت : اين مرديست كه بدنش جراحت دارد و در اصطبل در كنار چهارپايان بسر مىبرد ، وقتى ابليس اين را شنيد به طمع افتاد تا او را وادار به ناشكرى و جزع نمايد ، پس شروع كرد به ياد آورى نعمتهاى سابق ايّوب و مال و جمال و جوانى كه قبلا داشت در اثر حرفهاى ابليس همسر ايّوب نالهاى از دل بر
--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 83 .