السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
311
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
جهت از سوگند خود اندوهگين شد ، امّا خداوند به او وحى نمود كه دستهاى صدتايى از شاخههاى نازك را بر گرفته و با آن ضربهاى بر همسرش فرود آورد و به اين ترتيب سوگند خود را ادا كند و او نيز چنين كرد ، و خداوند خانواده او را كه همه در اثر نزول بلا هلاك شده بودند زنده فرمود و آنها در كنار او روزگار گذرانيدند . پس از بهبودى ايّوب ، از او سؤال كردند چه مصيبتى براى تو از همهء اين بلايا سختتر و دشوارتر بود ؟ فرمود : شماتت دشمنان . در ادامه خداوند در خانه ايّوب باران طلا باريد تا آنجا كه خانه او از طلا و مفروش شد و او آنها را جمع مىكرد و هر گاه باد آن را به اطراف مىبرد او آنها را بر مىگرداند ، سپس جبرئيل به ايوب گفت : اى ايّوب آيا سير شدى ؟ ايّوب پاسخ داد : چه كسى از روزى پروردگارش اشباع مىگردد ؟ از ( ابن عباس ) نقل شده كه خداوند جوانى را به همسر ايّوب باز گرداند تا آنجا كه براى ايّوب 26 اولاد پسر به دنيا آورد و قبلا هفت پسر و هفت دختر داشت كه خداوند آنها را دوباره براى ايّوب زنده نمود . از امام صادق ( ع ) نقل شده : ايّوب هفت سال بدون آنكه گناهى كرده باشد به انواع بلاها مبتلا گشت و او آنقدر صبر كرد تا وقتى كه مورد سرزنش و نفرت مردم قرار گرفت و انبياء الهى هرگز در برابر اين امر صبر نمىكنند . ( امالى ) با استناد به امام صادق ( ع ) مىنويسد : ايّوب ( ع ) به جميع بلايا مبتلا شد ، امّا هرگز به تعفّن و بوى بد دچار نشد و صورتش زشت نگشت و بدنش كرم نگذاشت و خون و چرك و جراحت نيافت ، بطورى كه مردم او را آلوده بدانند و از او وحشت نمايند ، چون هرگز خداوند انبياء و اولياء خود را به دردى مبتلا نمىكند كه مردم از او متنفر و بيزار شوند ، بلكه دورى مردم از ايّوب به جهت فقر و ضعف ظاهر حال او بود ، چون آنها نسبت به ارزش و مقامى كه او در نزد پروردگار داشت جاهل بودند و نمىدانستند كه خداوند تأييد و فرج را شامل حال او مىكند . پيامبر اكرم ( ص ) مىفرمايد : بيشترين افرادى كه مورد آزمايش و بلا واقع مىشوند ، انبياء هستند و بعد از آن كسانى كه در فضل و مرتبت به آنها نزديكترند . خداوند ايّوب را به بزرگترين بلاها مبتلا نمود كه در مقايسهء با آن بلاهاى ساير مردم آسان و سهل بود و اين به جهت آن بود كه ايّوب ثروت و خاندان فراوانى