السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
307
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
صادق ( ع ) نقل كرده است . گفته شده ، وقتى خداوند دعاى ايّوب را مستجاب فرمود ، به او وحى كرد كه با پايش بر زمين بكوبد و دو چشمه از زمين جوشيد كه او در ميان يكى غسل كرد و از آب ديگرى نوشيد و سلامت خود را باز يافت و دستور بر گرفتن شاخهها براى اين بود كه ايّوب مىپنداشت همسرش مرتكب مكروهى شده و به همين دليل سوگند خورد كه او را صد تازيانه بزند ، امّا خداوند رحيم كه مىدانست همسرش بىتقصير است به او وحى نمود براى آنكه سوگند خود را ادا كرده باشد دستهاى از شاخههاى نازك برگرفته و آن را يك بار بر همسرش فرود آورد تا ذمّهء وى برى شود . از ( ابن عباس ) نقل شده : علّت اين امر آن بود كه ابليس به صورت طبيعى به سراغ همسر ايّوب رفت و به او گفت : من مىتوانم ايّوب را معالجه كنم به شرط آنكه من و دواهاى مرا عامل شفاى ايوب بدانى و من مزدى به غير از اين نمىطلبم و همسر ايّوب پذيرفت ، سپس شيطان به نزد ايّوب رفت و گفت : همسرت پيرو من گشته و خدا را از ياد برده است ، آن وقت ايّوب سوگند ياد كرد كه همسرش را صد تازيانه بزند . ( عيّاشى ) با اسناد به عباد ملكى مىگويد : سفيان ثورى به من گفت : من تو را در نزد امام صادق ( ع ) صاحب منزلت مىبينم ، پس از او در باره مرد زناكار مريض پرسش كن كه چگونه حدّ بر او جارى مىشود ، چون با اجراى حدّ بر او بيم مرگ او مىرود ، عباد مىگويد : من گفتم اين مطلب به ذهن خودت رسيده است يا اينكه فردى تو را مأمور به پرسيدن آن نموده ؟ سفيان گفت : من مأمور شدهام كه اين امر را بپرسم و گفت : مردى مبتلا به مرض عطش و استسقاء را به نزد پيامبر ( ص ) آوردند كه با زنى مريضه زنا كرده بود ، حضرت رسول اكرم ( ص ) فرمان داد دستهاى از شاخهء نازك بياورند و با آن دسته ضربهاى به بدن او زده و او را رها كردند و اين مطلب را شيخ صدوق در ( الفيه ) با سند صحيح نقل كرده است . ( كافى ) از امام صادق ( ع ) نقل مىكند : خداوند عزّ و جلّ مؤمن را به هر آزمايش و بلايى مبتلا كرده و به هر نوع مرگى مىميراند ، امّا او را به ديوانگى مبتلا نمىسازد ، آيا نديدهايد كه خداوند چگونه اجازه داد ابليس بر مال و فرزند ايّوب مسلّط شود ، امّا به او اجازه نداد كه بر عقل او مسلّط گردد ، تا به اين وسيله بتواند خدا را به