السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
300
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
چهارم ) از ابن عباس نقل كردهاند كه : يوسف ( ع ) از ديدن يعقوب متنبّه نشد تا اينكه جبرئيل ( ع ) ضربهاى به او زد كه در اثر آن هيچ شهوتى در وجود او باقى نماند [ 1 ] و واحدى وقتى كه اين روايات را نقل مىكند ، متوسل به لاف و دروغ مىشود و مىگويد : اين اقوال بزرگان مفسّرين است كه تأويل را بر اساس تنزيل الهى اخذ نمودهاند ، ما به او مىگوئيم ، اين لاف زدنها هيچ سودى ندارد ، دليل و حجّت شما كجاست ؟ ! و همچنين بايد گفت : ترادف دلايل بر يك امر واحد جايز است و آن حضرت بر حسب دلايل اصليه ممتنع از زناست و وقتى هم كه اين امور باز دارنده را به آن مىافزاييم ، انزجار و احتراز او از آن عمل شدّت و قوّت مىيابد و عجيب اين است كه نقل كردهاند ، توله سگى وارد حجرهء رسول خدا ( ص ) شد و بدون علم آن حضرت چند روز در آنجا باقى ماند ، ولى در اثر آن جبرئيل تا چهل روز از نازل شدن در آن مكان خوددارى مىورزيد و اينها چگونه پنداشتهاند كه در حال انجام عمل فاحشه جبرئيل بر يوسف نازل شده است ؟ و نيز شگفت انگيز است كه آنها گمان بردهاند كه آن حضرت با وجود نزول جبرئيل ( ع ) از آن عمل ممتنع و منزجر نگشته در حالى كه اگر فاسقترين مردم مشغول به عمل فاحشه باشد و مرد صالحى در سيماى اهل صلاح بر او وارد شود ، شرم نموده و مىگريزد و از آن عمل دست بر مىدارد ، امّا يوسف ، يعقوب را در حال گزيدن سر انگشتان مىبيند ، ولى التفاتى نمىكند ! و يا چگونه جبرئيل با آن جلالت و قدر و ارزش بر آن حضرت وارد مىشود ، امّا او متنبّه نمىشود ، تا آنجا كه جبرئيل بر پشت او ضربه وارد كند ! پس از خداوند مىخواهيم ما را از گمراهى و سستى در جستجوى امر دين بازداشته
--> [ 1 ] اگر چنين باشد ، پس يوسف ( ع ) عمل مهمّى انجام نداده ، چون خداوند به نيروى قهرى و جبرى او را از ارتكاب معصيت منع كرده و باز داشته است ، در حالى كه حقيقت امر اين است كه انبياء الهى به نوعى از شناخت و معرفت مجهّز هستند و به درجهاى از علم و يقين رسيدهاند كه چهرهء حقيقى گناه را مىبينند و از آن ، روى مىگردانند و امكان ندارد مرتكب گناه شوند كه اين درجهء علم و معرفت همان عصمت است . ( مترجم )