السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
283
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىگويد : تأسف يعقوب ظاهرا بر يوسف بود ، ليكن علّت اصلى ناراحتى او فراق از لقاء الهى و افسوس به جهت آن بود . همانطور كه امام صادق ( ع ) در بارهء اين آيه : ( هر آينه به آنها قبل از عذاب بزرگتر ، عذاب دردناك كوچكترى مىچشانيم [ 1 ] ) ميفرمايند : اين عذاب كوچكتر همان فراق ياران در دار دنياست تا بوسيلهء آن متوجّه فراق مولايشان بشوند . به همين دليل تأسف يعقوب بر يوسف از خوف فراق از لقاء الهى است و فراق يوسف تنها ياد آور آن فراق بوده است . در اين خصوص مىگوييم : فراق دوستان جهنم و وصال آنها بهشت اين دنياست كه به واسطهء آنها بر بهشت و جهنم آخرت راه برده مىشود و به آن استدلال مىگردد ، امير المؤمنين ( ع ) مىفرمايد : اگر ترس از روز قيامت و دورى از دوستان صميمى در اين دنيا نبود ، هر آينه آرزوى مرگ مىكرديم . در تفسير اين گفتار الهى كه مىفرمايد : ( بهشتيان بر تختهايى رو به روى هم قرار دارند [ 2 ] ) ، مىفرمايد : اين يكى از بزرگترين نعمات بهشتى است كه ياران صميمى در بهشت در جوار هم و در منظر يك ديگر قرار دارند . ( متنبّى ) شاعر عرب مىگويد : لولا مفارقة الاحباب ما وجدت * لها المنايا الى ارواحنا سبلا اگر دورى از ياران صميمى نبود ، مرگ را بسوى جانهاى ما راهى نبود ) اسماعيل بن فضل هاشمى مىگويد : به حضرت صادق ( ع ) عرض كردم ، مرا از گفتار يعقوب خبر دهيد كه وقتى پسرانش از او خواستند برايشان طلب استغفار كند ، فرمود : سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي [ 3 ] و استغفار آنها را تأخير انداخت . امّا وقتى آنها به يوسف اظهار پشيمانى كردند ، يوسف بلافاصله فرمود : لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ [ 4 ] ، فرمود : به دليل آنكه قلب جوان از قلب پير رقيقتر است و يوسف دلرحمتر از يعقوب بود ، به علاوه جنايت آنها در باره يوسف بود و آنها در حقّ يوسف جنايت كرده بودند ، لذا او آنها را عفو
--> [ 1 ] سوره سجده ، آيه 21 . [ 2 ] سوره مطففين ، آيه 23 . [ 3 ] سوره يوسف ، آيه 98 . [ 4 ] سوره يوسف ، آيه 92 .