السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

208

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

الهى شدند ، اسماعيل گفت : اى پدر ، چهره مرا بپوشان و دست و پايم را محكم ببند ، ابراهيم ( ع ) گفت : اى پسرم هم دست و پايت را ببندم و هم تو را ذبح كنم ؟ نه ! به خدا قسم اين هر دو امر را بر تو روا نمىدارم ، پس او را بر زمين نهاد و كارد را بر گرفت و آن را بر حلق پسر قرار داد و سپس سر خود را رو به آسمان گرفت و آنگاه كارد را بر گلوى او كشيد ، جبرئيل كارد را به پشت برگرداند و اسماعيل را از زير دست ابراهيم بيرون آورد ، بجاى اسماعيل قوچى را قرار داد و از جانب مسجد خيف ندا داده شد : اى ابراهيم هر آينه رؤياى خود را تصديق نمودى . در همان كتاب از امام صادق ( ع ) نقل شده : پادشاه روم از حسن بن على عليهما السلام در بارهء هفت چيز كه خداوند آنها را بدون خروج از رحم مادر خلق كرده است ، پرسش نمود ، آن حضرت فرمود : 1 ) آدم - 2 ) حوّا - 3 ) قوچ ابراهيم - 4 ) ناقه صالح - 5 ) ابليس ملعون - 6 ) مار - 7 ) كلاغ ، كه ماجراى همهء آنها در قرآن ذكر شده است . در ( عيون اخبار ) مىنويسد : مردى شامى از امير المؤمنين ( ع ) در بارهء شش چيز كه هرگز در رحم مادر نجنبيده‌اند پرسش نمود ، آن حضرت فرمود : آدم و حوّا و قوچ ابراهيم و اژدهاى موسى و ناقهء صالح و خفّاشى كه عيسى ( ع ) آن را با دست خود از گل درست كرد و آن خفّاش به اذن خدا پرواز نمود . ( علل الشرائع ) با استناد به ابان بن عثمان مىنويسد : من به امام صادق ( ع ) گفتم : چگونه است كه طحال گوسفند از محرّمات است ، با اينكه جزئى از گوسفند قربانى است ؟ فرمود : براى ابراهيم ( ع ) قوچى از ثبير ( كوهى در مكّه ) نازل شد تا او آن را قربانى كند ، ابليس به نزد ابراهيم آمد و گفت : بهرهء مرا از اين گوسفند بده ؟ ابراهيم گفت : كدام نصيب ؟ اين گوسفند بهرهء پروردگار و قربانى مخصوص اوست كه به فداء پسرم اسماعيل نازل شده است ، پروردگار متعال به او وحى كرد ، بهره ابليس طحال گوسفند است ، چون آن قسمت محلّ تجمّع خون است و دو بيضهء گوسفند نيز حرام هستند ، چون محلّ نكاح و مجراى نطفه مىباشد ، پس ابراهيم طحال ( سپرز ) و خصيتين ( دنبلان ) گوسفند را به ابليس داد ، من گفتم : چگونه است كه نخاع حرام است ؟ فرمود : چون نخاع جايگاه آب جهندهء هر موجود نر يا مادّه است و آن مغز