السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
209
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
طويلى است كه در ميان ستون فقرات در پشت حيوان قرار دارد . در ( كافى ) از امام رضا ( ع ) نقل شده : اگر خداوند چيزى گرانقدرتر از قوچ در ميان مخلوقات خود سراغ داشت ، هر آينه او را فداء اسماعيل قرار مىداد . در اين خصوص مىگوئيم : علماى اسلام در تعيين ذبيح كه اسماعيل بوده است يا اسحاق ترديد نمودهاند ، طائفهاى از علماى به حق از اهل شيعه و جماعتى از اهل سنّت به واسطه اخبار صحيحه و دلالت عقل اعتقاد دارند كه ذبيح ، اسماعيل بوده است و گروهى از اهل عامّه عقيده دارند كه اسحاق بوده است و در اين مورد اخبارى از ائمه نيز وجود دارد كه طريق تأويل آنها اين است كه يا حمل بر تقيّه شود و يا آن را همانطور كه شيخ صدوق فرمود : حمل بر معناى مجازى نمائيم ، يعنى اسحاق به دليل نيّت و تمنّى ذبيح محسوب شده باشد . شيخ ما ( طبرسى ) ره روايت كرده كه ابراهيم ( ع ) وقتى كه با پسرش اسماعيل تنها شد او را از ماجراى خواب خود باخبر نمود ، اسماعيل گفت : اى پدر ، دست و پايم را ببند تا به لرزش و اضطراب دچار نشوم و جامهء خود را از من دور كن تا به چيزى از خون من آلوده نشود و مادرم آن را نبيند و تا آنجا كه ممكن است كارد خود را تيز نما تا گلوى مرا به سرعت ببرد و امر ذبح بر من آسان شود ، چون مرگ سخت است ، ابراهيم به او گفت : همانا تو بهترين ياور من در اجراى امر الهى هستى .