السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
184
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مرا با بندگانم رها كن و امر آنها را به من واگذار كه هر آينه من جبّار و بردبار و دانا و حكيم هستم ، با آنها مطابق علم و حكمتم رفتار مىكنم و قضا و قدر خود را در ايشان جارى مىسازم ، آنگاه ابراهيم نظر كرد و جنازهاى را در ساحل دريا مشاهده نمود كه قسمتى از آن در خشكى و قسمتى ديگر در آب قرار داشت و درندگان دريايى بخشى از آن را كه داخل آب بود مىخوردند و درندگان خشكى بخشى را كه در خشكى قرار داشت و خلاصه هر جزء آن در يك سمت پراكنده مىشد ، با مشاهدهء اين امر ابراهيم تعجّب كرد و گفت : پروردگارا به من بنما كه چگونه مردگان را زنده مىسازى كه هر بخش بدن آنها را موجودى مىخورد و تحليل مىبرد ، خطاب رسيد : آيا ايمان ندارى ؟ گفت : چرا ، ولى مىخواهم قلبم مطمئن شود و حقيقت احياء را همان گونه كه هست مشاهده كنم ، خطاب رسيد چهار پرنده را برگير و گوشت آنها را با هم مخلوط كن ، همانطور كه اين درندگان بدن اين جسد را متلاشى كردهاند ، آن وقت هر بخش از مخلوط گوشت آنان را بر فراز كوهى قرار بده و سپس آنها را به جانب خود فرا خوان ، هر آينه به شتاب به نزدت مىآيند . در اين خصوص مىگوئيم : ظاهر احاديث اين است كه مشاهدهء ملكوت به وسيلهء چشم ظاهر بوده است ، لكن بعضى علماء رؤيت قلبى را نيز جايز شمردهاند ، به اين معنا كه قلب ابراهيم روشن و نورانى شد تا آنجا كه به همه ملكوت احاطهء علمى پيدا كرد . در كتاب ( علل الشرائع ) مىنويسد : از محمّد بن عبد اللَّه بن طيفور شنيدم كه مىگفت : خداوند تعالى به ابراهيم فرمان داد كه به زيارت بندهاى از بندگان صالح او برود ، وقتى ابراهيم به نزد او رفت ، او گفت : پروردگار تعالى بندهاى دارد به نام ابراهيم كه خداوند او را خليل خود گرفته است ، ابراهيم پرسيد : نشانه و علامت آن بنده چيست ؟ او گفت : وى مردگان را زنده مىسازد ، پس ابراهيم پنداشت كه مراد از آن بنده خود اوست ، لذا از خدا درخواست كرد تا مردگان را زنده سازد ، خطاب شد : آيا ايمان ندارى ؟ ابراهيم گفت : چرا ، ولى مىخواهم قلبم نسبت به خليل بودنم اطمينان بيابد و گفته شده منظور ابراهيم از اين درخواست اين بوده كه مانند ساير انبياء داراى معجزه باشد و همانطور كه خداوند به درخواست او مرده را زنده ساخت ، به او فرمان داد كه به خاطر خدا زندهاى را بميراند و اين همان مسألهء ذبح