السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

169

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

زاييده‌اى و نه زاده‌شده‌اى و اى آنكه هيچ كس مانند تو نيست ، مرا به رحمت خود از آتش نجات بده ) . گفته شده وقتى منجنيق پرتاب شد ، جبرئيل ابراهيم را در هوا ملاقات كرد و گفت : اى ابراهيم : آيا درخواستى ندارى ؟ ابراهيم گفت : به شخص تو خير ، ولى به درگاه پروردگارم ، آرى ، آن وقت جبرئيل به او انگشترى داد كه بر آن نقش بسته بود ( لا إله الّا اللَّه ، محمّد رسول اللَّه ، الجات ظهرى الى اللَّه و اسندت امرى الى اللَّه و فوضّت امرى الى اللَّه ) يعنى : خدايى جز خداى يگانه نيست و محمّد پيامبر خداست و من او را پشت و پناه خود قرار مىدهم و به او تكيه مىكنم و امر خود را به او وامىگذارم ) در اين هنگام خداوند به آتش فرمان داد : ( يا نارُ كُونِي بَرْداً : اى آتش سرد باش [ 1 ] ) آن وقت از شدّت سرما دندانهاى ابراهيم بهم مىخورد ، تا آنكه فرمود : ( وَ سَلاماً ، و ايمن باش ) ، آنگاه آتش بر ابراهيم سرد و سلامت شد و ابراهيم خود را ميان گلستانى مشاهده كرد و جبرئيل نازل شد و با او در ميان آن باغ گفتگو مىكرد ، در حالى كه اطرافشان پر از آتش بود ، نمرود از بلنداى برج به ابراهيم نظر كرد و گفت : هر كس مىخواهد خدايى انتخاب كند بايد خدايى همچون ابراهيم برگزيند ! در اين هنگام فردى از بزرگان و اطرافيان نمرود گفت : من به جانب آتش مىروم تا ببينم چه شده كه آتش نمىسوزاند ، ناگهان شراره‌اى از آتش بر پيكر او فرود آمد و او را سوزاند ، ليكن نمرود مشاهده مىكرد كه ابراهيم در ميان گلستانى با پير مردى در حال گفتگوست ، آن وقت نمرود به آزر گفت : چقدر پسرت در نزد پروردگارش محترم و گرامى است . گفته شده كه در آن روز وزغ در آتش ابراهيم مىدميد و قورباغه با خود آب مىآورد تا آتش را خاموش كند . و گفته شده در اثر آن فرمان تكوينى خداوند كه به آتش فرمود : ( اى آتش سرد و ايمن باش ) آتش تا سه روز از عمل سوزاندن ساقط شده بود و نمىسوزاند ، پس از آن خداوند ابراهيم را به جانب شام و سواد كوفه راهنمايى كرد تا از شرّ نمروديان ايمن باشد ، ( و ما ابراهيم و لوط را به جانب سرزمينى نجات داديم كه اطراف آن را براى

--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 69 .