السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
170
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
عالميان بركت داده بوديم [ 1 ] ) . در اين خصوص مىگوئيم : فخر رازى مىگويد در كيفيّت سرد شدن آتش بر ابراهيم به سه صورت اختلاف شده است : اوّل اينكه خداوند حرارت و سوزندگى آتش را سلب كرد ، امّا نور و تابش آن باقى بود ، دوّم اينكه ، خداى سبحان در جسم ابراهيم كيفيّتى ايجاد كرد كه مانع از آزار رساندن آتش به او باشد ، همان گونه كه خداوند خازنان جهنم را قرار داده است يا همانطور كه شتر مرغ با بلعيدن آهن گداخته آسيبى نمىبيند يا سمندر كه از مكث در آتش آسيبى به او نمىرسد . و سوّم اينكه : خداوند ميان ابراهيم و آتش ، حائل و فاصلهاى ايجاد كرد كه از نفوذ حرارت به او جلوگيرى كرد . امّا اهل تحقيق گفتهاند كه قول اوّل ظاهرتر است ، چون كلام خداى متعال مستلزم اين است كه خود آتش سرد و ايمن شده باشد . از رسول خدا ( ص ) نقل شده : زمانى كه ابراهيم در آتش افكنده شد ، جبرئيل با پيراهنى بهشتى نازل شد و زير اندازى از بهشت براى ابراهيم آورد و آن لباس را بر تن او پوشاند و او را بر فرش بهشتى نشانيد و همراه او در آتش نشست و مشغول گفتگو شد . و در ( التفسير ) آمده است : وقتى كه نمرود ابراهيم را در آتش انداخت و نمرود مشاهده كرد كه آتش بر او گلستان شد ، به ابراهيم گفت : پروردگار تو كيست ؟ ابراهيم گفت : پروردگار من كسى است كه زنده مىكند و مىميراند ، نمرود گفت : من نيز زنده مىكنم و مىميرانم و آن وقت دستور داد دو زندانى محكوم به مرگ را بياورند ، سپس يكى را آزاد كرد و ديگرى را به قتل رساند و گفت : من اين گونه مىميرانم و زنده مىسازم . سپس ابراهيم به او فرمود : اگر راست مىگويى اين فردى را كه كشتى زنده نما ، خواهى ديد كه عاجز هستى ، بعلاوه پروردگار من خورشيد را از مشرق بيرون مىآورد ، اگر راست مىگويى تو كارى كن كه خورشيد از مغرب بيرون بيايد ، در اين موقع نمرود مبهوت شد و از جواب باز ماند .
--> [ 1 ] سوره انبياء ، آيه 71 .