السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

162

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

شيطان از او اعلم خواهد بود ! و در اين صورت امام نقيض شيطان نخواهد بود ، آن كسانى كه شما اهل عامّه برايشان ادّعاى امامت مىكنيد ، به اجماع جميع علماء داراى چنين صفتى نيستند ، چون اين حديث از خليفهء دوّم به حدّ تواتر رسيده ، ( كلّ الناس افقه منّى حتّى المخدّراّت في الحجاب ) ، ( همه مردم از من فقيه‌ترند حتّى زنان پرده‌نشين ) . و از خليفه اوّل نيز در نزد اغاليطه نقل شده ، ( همانا در نزد من شيطانيست كه مرا به لغزش مىكشاند ، وقتى كه به انحراف مىافتم مرا به راه راست واداريد و وقتى كه به بيراهه رفتم به طريق صواب هدايت كنيد ) . و امّا خليفهء سوّم با توجّه به اوضاع حكومتى او جاى هيچ ترديدى در جهل و عدم هدايت او وجود ندارد . بنا بر اين حكومت و ملكى كه آنها بر آن تسلّط داشتند ، ملك و سلطنتى الهى نبود ، تا همه مردم مجبور به اطاعت از ايشان باشند ، چون اگر امر چنين بود عسر و حرج براى مكلّفين پيش مىآمد ، چون خليفهء اوّل در زمان خلافتش به راه و روشهائى رفت و فتواهايى را تأييد كرد كه خليفهء دوّم به آنها عمل نكرد و بر ضدّ آن عمل نمود ، پس چگونه متابعت و پيروى از دو فردى كه در اقوال و اعمالشان اختلاف و تضاد وجود دارد بر مردم واجب باشد ؟ ! در تفسير اين آيهء شريفه ( خداوند ملك و حكومت را به هر كه بخواهد تفويض نموده و از هر كه بخواهد باز مىستاند [ 1 ] ) نقل شده كه مردى از امام صادق ( ع ) پرسيد : آيا حكومت و ملك بنى اميّه از جانب خدا بود ؟ آن حضرت فرمود : بدرستى كه حكومت الهى از جانب خدا براى ماست ، ولى بنى اميّه بر آن تسلّط يافته و آن را از ما غصب كرده‌اند ، مثل اينكه فردى داراى لباسى باشد و فرد ديگرى آن را از او غصب نموده و بر تن خود بپوشاند ، هرگز با پوشيدن آن لباس ملكيّتى براى او ايجاد نمىشود و مراد از ملك در اينجا هم معناى دوّم است ، ( يعنى مالكيّت امر و نهى و تدبير امور مردم ) امّا ملك به معناى اوّل ( يعنى تسلّط بر نعمات دنيوى و برخوردارى از آن ) امريست كه مانعى از تمكين اين امر از جانب خداوند سبحان به سايرين

--> [ 1 ] سوره آل عمران ، آيه 26 .