السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
131
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
نمود ، امّا از ورود زنازاده جلوگيرى به عمل آورد . و از آن حضرت نقل شده در تفسير اين آيه كه مىفرمايد : ( به همراه نوح جز اندكى ايمان نياوردند [ 1 ] ) فرمود : فقط هشتاد نفر از قوم نوح به او ايمان آوردند ، و از همان حضرت ( ع ) با اسناد متعدّد نقل شده : اين كه خداوند فرمود : ( نوح پسرش را ندا داد [ 2 ] ) آن پسر فرزند نوح نبود ، بلكه پسر همسرش بود و اين قرائت مطابق زبان قبيله ( طىّ ) است كه به پسر همسر ( ابنه ) مىگويند . و از ابو الحسن امام كاظم ( ع ) نقل شده : بدرستى كه خداوند به كوهها وحى نمود ، من در هنگام طوفان كشتى نوح را بر يكى از شما قرار مىدهم ، امّا همه آنها به جز كوه جودى كه در موصل بود از پذيرش اين مطلب كراهت ورزيدند ، لذا كشتى نوح هنگام طوفان از همه كوهها عبور كرد تا وقتى كه به كوه جودى رسيد ، و بر آن توقّف نمود ، سپس نوح به زبان سريانى گفت : ( بارات قنى ) يعنى پروردگارا اصلاح بفرما و در روايت ديگر نقل شده كه دماغه كشتى به كوه برخورد كرد و نوح از بابت آن بيمناك شد و گفت : ( يا ماريا اتقن ) يعنى ( يا ربّ اصلح ) و در روايت ديگر او گفت ( يا رحمان اتقن ) كه تأويل آن همان جملهء سابق است . و از امام صادق ( ع ) نقل شده : نوح از پروردگارش درخواست عذاب نمود ، و خداوند به او وحى كرد كه هستههاى خرما را بكارد ، وقتى كه آنها به ثمر رسيدند قومش به هلاكت خواهند رسيد ، سپس نوح هسته را كاشت و اين مطلب به ياران خود نيز ابلاغ كرد ، وقتى كه نخلها به ثمر رسيدند و يارانش را با ميوهء آنها اطعام كرد ، آنها به او گفتند : اى پيامبر خدا ، هنگام تحقق وعده است كه به ما وعده داده بودى ، پس نوح به درگاه پروردگار خود دعا و مناجات نمود ، آن وقت خداوند به او وحى كرد دوباره درخت بكارند تا وقتى كه درختان به ثمر برسند ، فرج آنها مىرسد ، وقتى نوح اين مطلب را به اطلاع آنها رسانيد ، آنها به سه گروه تقسيم شدند ، گروهى كه مرتد شدند ، گروهى كه نفاق ورزيدند و گروهى كه ثابت و پا بر جا بر ايمان خود باقى ماندند ، وقتى دوباره نخلها ميوه داد ، نوح يارانش را اطعام كرد و آنها گفتند : اى پيامبر خدا هنگام تحقّق وعدهايست كه به ما وعده داده بودى ، اين بار هم نوح به دعا
--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 40 . [ 2 ] سوره هود ، آيه 42 .