السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

129

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

به نام سيّد پيامبران محمّد بن عبد اللَّه هستم ، آن وقت جبرئيل نازل شد و نوح به وى گفت : اى جبرئيل اين ميخ چيست كه من هرگز نظير آن را نديده‌ام ، جبرئيل گفت : اين ميخ به نام محمّد سرور همه انبياء است ، اين ميخ را در جانب راست كشتى در بالاترين قسمت بكوب و نوح چنين كرد ، آن وقت نوح ميخ دوّم را برداشت و آن ميخ به پرتو افشانى پرداخت و جبرئيل گفت : اين ميخ به نام برادر و پسر عمّ سيد انبياء ، على بن ابى طالب سيد اوصياء است ، آن را به جانب چپ كشتى و بالاترين قسمت بكوب و نوح چنين نمود ، سپس نوح ميخ سوّم را برداشت و آن ميخ همچون گوهر و ستارهء درخشانى تابيدن گرفت ، جبرئيل گفت : اين ميخ فاطمه ( س ) دختر سيد انبياء و همسر سيّد اوصياء است ، نوح آن ميخ را در كنار ميخ پيامبر ( ص ) كوبيد . بعد از آن ميخ چهارم را برداشت و وقتى آن ميخ به درخشش در آمد جبرئيل گفت : اين ميخ حسن ( ع ) فرزند بزرگتر على و فاطمه است ، آن را در كنار ميخ پدرش بكوب و نوح چنين كرد ، سپس نوح ميخ پنجم را برداشت و آن ميخ درخشش و جلوه يافت و رطوبتى را در خود ظاهر نمود ، جبرئيل فرمود : اين ميخ حسين ( ع ) فرزند دوّم على و فاطمه است ، آن را هم در سمت ديگر ميخ پدرش بكوب ، نوح چنين كرد و پرسيد : اى جبرئيل اين رطوبت چيست كه من در اين ميخ احساس مىكنم ، جبرئيل گفت : اين رطوبت از خون حسين است و آن وقت ماجراى امام حسين ( ع ) و عملى را كه امّتش با او انجام مىدهند براى نوح تعريف كرد و نوح به امر الهى قاتلين او و ستمكاران به او را لعنت نمود . از حضرت صادق ( ع ) نقل شده كه به بعضى از غلامان خود فرمود : اگر از اين عمل دست بر ندارى ، تو را همانطور كه چهارپا ادب شد ، ادب خواهم كرد ، پرسيدند : تأديب چهار پا چگونه بود ؟ فرمود : نوح ( ع ) وقتى كه همه ازواج حيوانات را وارد كشتى نمود ، به نزد درازگوش آمد ولى آن حيوان از ورود به كشتى امتناع كرد ، پس نوح شاخه‌اى از نخل برگرفت و با يك ضربه به بدن او زد و به او گفت : اى شيطان وارد شو . كتاب ( المحاسن ) از حضرت صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : وقتى كه نوح ( ع ) مشاهده كرد كه استخوان مردگان پوسيده و پوك مىشود به شدّت اندوهگين شد و جزع و فزع نمود ، آنگاه خداى متعال به او وحى كرد كه انگور سياه بخور تا اندوهت